صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

قَدْ بُصِّرْتُمْ
إِنْ أَبْصَرْتُمْ
وَ قَدْ هُدِیتُمْ
إِنِ اهْتَدَیْتُمْ
وَ أُسْمِعْتُمْ
إِنِ اسْتَمَعْتُم

صاد گرد
سر رسید موضوعی
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

آهو

۱
بی‌چاره آهویی که صید پنجه‌ی شیری است
بیچاره‌تر شیری که صید چشم آهویی...

[فاضل نظری]

۲
ای صید رخ تو شیر و آهو
پنهان ز کجا شود چنان رو؟

[غزلیات شمس]

۳
بود مصاف تو ای چرخ با شکسته‌دلان
همیشه شیر تو آهوی لنگ می گیرد

[صائب تبریزی]

۴

آهو بره* را که شیر در پی باشد
بیچاره چه اعتماد بر وی باشد؟

[سعدی]
*آهوبره هم نام پرنده‌ای است (=هوبره)
و هم بچه‌ی آهو را گویند.
در این بیت ایهام زیبایی وجود دارد.

۵
خطا می‌دانم و آهو به آهو نسبت چشمت
که چشم شیر گیر تو ندارد هیچ آهویی

[سلمان ساوجی]

شیر

۶
غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کند
شیر دوراندیش با آهو مدارا می‌کند

[کاظم بهمنی]

۷
چون شیر عاشقی که به آهوی پرغرور
من عاشقم به دیدنت از تپه های دور

[حامد عسکری]

۸
من آن پیرم که شیران را به بازی برنمی‌گیرم
تو آهووش چنان شوخی که با من می‌کنی بازی

[شهریار]

۹
لقیت الاسد فی الغابات لا تقوی علی صیدی
و هذا الظبی فی شیراز یسبینی باحداق

[سعدی]

۱۰
گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس
شیرها خاطرشان هست که آهوی منی

[مهدی فرجی]

۱۱
با چشم تو آهوان چه دارند به دست
ای زلف تو پای‌بند شیران جهان

[رباعیات مولوی]

۱۲
ای رفیقان راه‌ها را بست یار
آهوی لنگیم و او شیر شکار

[مثنوی معنوی]

۱۳
سخن با عشق می‌گویم که او شیر و من آهویم
چه آهویم که شیران را نگهبانم به جان تو

[غزلیات شمس]

شیر

۱۴
آهوی چشم خونی آن شیر یوسفان
در خون عاشقان بچریدن گرفت باز

[غزلیات شمس]

۱۵
اگر چه شیرگیری تو، دلا می‌ترس از آن آهو
که شیرانند بیچاره مر آن آهوی مستش را

[غزلیات شمس]

۱۶
چو شیر پنجه نهد بر شکسته آهوی خویش
که ای عزیز شکارم! چه خوش بود به خدا

[غزلیات شمس]

۱۷
تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من
پلنگ سنگی دروازه‌های بسته‌ی شهرم

[فاضل نظری]

شیر
۱۸
شیر عاشق کش! کدام آهو دلت را برده است؟
تیغ مرحب جو! کدام ابرو دلت را برده است؟
[قاسم صرافان]
۱۹
چو زلفت گر برآرم سر به سودایت، عجب نبود
چه باشد با کمند شیرگیری صید آهویی؟
[عراقی]
۲۰
بیشه‌ی شیران شرزه بود دو چشمش
کاش به سویش نرفته بود غزالم
[فاضل نظری]
۲۱
شیرم و از دست آهویت فراری می‌شوم
می‌روم در گوشه‌ای مشغول زاری می‌شوم
[شهراد میدری]
۲۲
نشسته‌ام مثل بچه شیری که دل به چشم غزال دارد
بهارگیسوی چشم‌سبزی که با زمستان جدال دارد
[علی سلیمانی]
۲۳
شیرها را سمت دام مرگ بردن مشکل است
لیکن آسان می‌شود وقتی طرف آهوی توست
[مهدی نژاد هاشمی]
۲۴
ز دام چشم تو آهو گریختم چندی
دوباره شیر خودت را شکار کن، بانو!
[حسین نادری]
۲۵
عشق باید هم زلیخایی کند
شیر اگر آهو ندرّد، شیر نیست
[رضا احسان‌پور]
۲۶
آهو همیشه در پی یک تکیه‌گاه است
ترجیح دادم در نبودت شیر باشم
[رؤیا باقری]
۲۷
شیر بزرگ بیشه باش، سمت هر آهویی نرو
تنها بمون اما با هر روباهی هم‌سفره نشو
[بابک صحرایی]
۲۸
حق با تو بود، هر چه بکوشد نمی‌رسد
شیر نفس بریده به آهوی تیزپا
[فاضل نظری]
۲۹
«شیری»که با آمیختن با «آهو»یی مغموم
مصداق رویا گونه‌ی شیر و شکر باشد
[غلامرضا طریقی]
۳۰
آهوی چشم تو نازم که چو نخجیر کند
شیر را گیرد و در زلف تو، بزنجیر کند
[شاطر عباس صبوحی]
۳۱
آهوی چشمت بدان زنجیر زلف
جان شیران جهان آویخته
[خاقانی]
۳۲
شیر بی آهوی چشمت چو به نخجیر آمد
آهوی دشت به خود در غل و زنجیر آمد
[...]
۳۳
من از یال سپید و غرش بی‌حال فهمیدم
که شیری از پس چشمان آهو بر نمی‌آید
[رسول مختاری‌پور]
۳۴
با چنین آهوی مُشکین که تو داری با خویش
پنجه در پنجه‌ی شیرانِ نر انداخته‌ای
[میرزاقلی‌خان هدایت]
۳۵
می‌رسی، زل می‌زنم در چشم‌های مشکی‌ات
شیر قبل از حمله صیدش را تماشا می‌کند
[حامد عسکری]
...

این بیت‌ها را بدون هیچ ترتیبی زیر هم آورده‌ام. البته حتماً در اعداد سری هست که عاقلان دانند.

گردآوری این خرمن ادبی همچنان ادامه دارد. اگر خوشه‌ای دست شما جا مانده‌ست،‌ دریغ نکنید.

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون