صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

قَدْ بُصِّرْتُمْ
إِنْ أَبْصَرْتُمْ
وَ قَدْ هُدِیتُمْ
إِنِ اهْتَدَیْتُمْ
وَ أُسْمِعْتُمْ
إِنِ اسْتَمَعْتُم

صاد گرد
سر رسید موضوعی
نظرصاد
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

۲۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه گنه؟ قصه‌ی ما بود دراز...

# مولوی

  • :: بیت

شب جمعه‌ی قبل شام را مهمانشان بودم
-رفته بودم دامادی‌ش-
و امشب شام را مهمان ما هستند
-با عروسش آمده است زیارت-
*
اولین مهمان ما در این خانه
اولین مهمانی آن‌ها در زندگی مشترک

بی‌تعارف ما
بی‌تکلف آن‌ها

اَنفُسَهُم عَفیفَةٌ
و حاجاتُهم خَفیفةٌ
و خَیراتُهُم مَأمُولَةٌ
و شُرُورُهم مَأمُونَةٌ


الحمدلله

# ازدواج

# دوست

# قم

# واحد قم + حومه

  • ۰ نظر
  • پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۳
  • :: بداهه

برادر (به فارسی ایران: داداش) یکی از نسبت‌های خانوادگی است و به فرد مذکری (غیر از خود فرد) که فرزند پدر و مادرش باشد اطلاق می‌شود. در افغانستان داشتن پدری واحد برای برادر بودن کفایت می‌کند. با این تعریف به پسری از مادر واحد ولی از پدر متفاوت برادر ناتنی گفته می‌شود.
در ایران به فرزندان یک پدر و دو مادر نیز ناتنی گفته می‌شوند. در ایران به برادر، داداش و یا اخوی هم گفته می‌شود.

+

ابلهانه‌تر از این هم می‌شود؟
حالا هی ارجاع بدهید به ویکی پدیا.

# بی‌برچسب

  • ۱ نظر
  • چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۳
  • :: نغز
  • :: روایت امروز
یک ماه پیش آمده بود قم. ماه رمضان بود و درگیر مقدمات اسباب کشی. خیلی اصرار کرد که هم‌دیگر را ببینیم. نشانی دادم که بیاید. بردمش واحد بیست و یک، طبقه‌ی پنجم، بدون آسانسور، زبان روزه، دستمال دادم دستش که شیشه‌ها را تمیز کند و حرف‌های ناتمام‌مان را تمام کنیم.
از ابتدا در جریان فرایند ازدواجش بودم. از مشاوره برای خواستگاری تا راضی کردن پدر و مادر و انتخاب مورد و ... حالا رسیده بود پای سفره‌ی عقد. از دهانم در رفت که می‌شود قم باشد و حرم باشد و ... خوشش آمد و این دو هفته هر روز پیگیر بود که بشود.
*
امروز با لطف دوستم که او هم روزی معلمش بود، وقت معلمم را گرفتم که بیاید در حرم و خطبه‌ی عقد او را که زمانی شاگردم بود بخواند.
شاگردی و معلمی و معلم معلمی و دو خانواده دور هم جمع شدیم و در حرم بانو به هم محرم شدند.
*
... این ماجرا نگفتنی زیاد دارد. همین قدر بگویم که جاده‌ی سه‌شنبه شب قم پر برکت است.

+
+

# آدم‌ها

# ازدواج

# حرم

# دوست

# میم.پنهان

  • ۰ نظر
  • سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
  • :: بداهه

امروز صبح به اتفاق همکاران بازدیدی از پژوهش‌گاه رویان و باغ‌موزه دفاع مقدس داشتیم. اولی که عمومی نیست، اما دومی را توصیه می‌کنم که حتماً وقت بگذارید و به اتفاق دوستان ببینید.
*
باغ‌موزه پایگاه اینترنتی خوبی هم دارد. این صفحه را ببینید:

روزشمار دفاع مقدس

خیلی خوب و جامع است. دستشان درد نکند.

# تهران‌گردی

# تاریخ

# اداره

  • ۰ نظر
  • دوشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۳
  • :: بداهه

بیست سال پیش، سید مرتضی آوینی در مقاله‌ی مبسوط «بشر در انتظار فردایی دیگر» به معرفی و مقایسه‌ی محتوای دو کتاب ۱۹۸۴ جرج اورول و دنیای قشنگ نو از آلدوس هاکسلی و تحلیل آن از دیدگاه خودش پرداخته. با این که آن موقع خبری از اینترنت و رایانه نبود اما هنوز هم این مقاله خواندنی است.
امروز این کمیک ترجمه شده در مقایسه‌ی دنیای این دو کتاب را دیدم که به نظرم برای شما هم جالب باشد.

بر روی تصویر اشاره کنید تا درشت شود

دنیای قشنگ نو

# آوینی

# رسانه

# غرب

  • ۲ نظر
  • يكشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۳
  • :: روایت امروز
  • :: کتاب

برای رفع تنوع بعد از سه هفته از اسباب‌کشی، سیم آنتن تلویزیون را به چیزی وصل کردیم و دو شاخه را زدیم به برق. بیست تا شبکه را گرفت مثل آینه. چرخی در کانال‌ها زدیم. چیز خاصی نداشت. خاموش کردیم.
دوباره رادیو روشن شد.

# سبک زندگی

# سواد رسانه‌ای

  • ۱ نظر
  • شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۳
  • :: بداهه

نیم میلیارد هزینه کرده‌اند برای باغ و ویلا که صبح جمعه صد کیلومتر رانندگی کنند در جاده‌ی شلوغ تا برسند سربندان و جوجه‌کباب بخورند و خواب بعدازظهر و سر و ته کنند توی همان جاده‌ی شلوغ و دو ساعت در ترافیک و راه‌بندان تا برسند خانه.
چند هفته می‌شود این کار را کرد و اسم آن را تفریح گذاشت؟

# تهران

# سبک زندگی

  • ۲ نظر
  • جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۳
  • :: بداهه

سال‌های سال، از این بازداشتگاه به آن اردوگاه، از گوشه‌ی این سلول به کنج آن اتاق، سال‌های غربت و دوری، سال‌های نبرد و اسیری، سال‌های سخت؛
و پرسش‌های بی‌پایان، پرسش‌های بی‌پاسخ، پرسش‌های هزارباره؛
پایان این اسارت کی می‌رسد؟ آیا درازای عمر من به بلندای این حصارها خواهد رسید؟ آیا مرا بعد از این روزها عمری خواهد بود؟ آیا بار دیگر همسرم را و فرزندم را -وطنم را- خواهم دید؟ زندگی من بعد از این روزها چگونه است؟ دنیای پس از این روزها چگونه خواهد بود؟
*
و اگر منادی در آن شب‌های تاریک ندا می‌داد که ای بنده‌ی ما، غم مخور که تو را آزادی قریب فرا خواهد رسید و دیر نباشد که پسری دیگر تو را خواهیم بخشید و بیست سال بعد جشن دامادی او را هم خواهی دید... کدام اسیر دربندی را باوری این‌چنین در خاطر می‌گنجید؟
*
امشب رفتم که این معجزه‌ی الهی را ببینم؛ معجزه‌ی امید را.

# ازدواج

# دوست

# قصه

  • ۰ نظر
  • پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
  • :: بداهه

امروز با سایت خوب سیمافکر آشنا شدم. این قطعه کوتاه را هم از آن‌جا آورده‌ام. استاد مسعود فراستی سر صحبت درباره‌ی فوتبال را با نگاهی سینمایی باز می‌کند:

# ورزش

# سینما

# رسانه

  • ۱ نظر
  • چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۳
  • :: روایت امروز
  • :: بشنو

رویکردهایی به سواد رسانه‌ای
آرت سیلور بلات، جین فری، باربارا فینان
ترجمه امیر یزدیان
مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۳، ۴۱۵ صفحه


انصافاً کتابی کاربردی و به روز است و در اکثر زمینه‌هایی که ممکن است در هنگام تحلیل محتوای رسانه‌ای (فیلم سینمایی و اخبار و گزارش‌های تلویزیونی) نیاز به راهنمایی داشته باشید کارگشا است.
از همه مهم‌تر آن که به راحتی می‌توانید فایل پی دی اف آن را از پایگاه ناشر آن و یا همین‌جا دریافت کنید.
خواندن آن را به همه‌ی معلمان و مربیان و دانشجویان توصیه می‌کنم.

کتاب رویکردهایی به سواد رسانه‌ای

# سواد رسانه‌ای

# سینما

# رسانه

  • ۳ نظر
  • سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۳
  • :: کتاب

چون پرسیدی میگم. این جزوه‌ی خوب و کار راه بیندازیه. مختصر و مفید درباره‌ی نوشتن درباره‌ی جهادی توضیح میده. به نظرم اگر یک بار ببینی خیلی خوب باشه.

دریافت

# نوشتن

# جهادی

  • ۰ نظر
  • دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۳
  • :: روایت امروز

+

سعدی به وصل دوست چو دستت نمی‌رسد
باری به یاد دوست زمانی به سر بری


# برادر

# سعدی

  • ۲ نظر
  • يكشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۳
  • :: بیت
  • :: بشنو

خبرهای بد ناغافل سر می‌رسد. مثل خرد شدن صفحه کلاج و ماندگار شدن در تهران.
خبرهای خوب هم ناغافل سر می‌رسد. مثل تو که ناگهان از در وارد می‌شوی و به چهار سال نگرانی من پایان می‌دهی.
چقدر خبر تو خبرهای بد این روزها را شیرین کرد خبرنگار جوان!

# دوست

# چراغونی

  • ۰ نظر
  • شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۳
  • :: بداهه

من: سلام. دیشب خواب زیارت حضرت رضا (علیه‌السلام) رو دیدم. اثر دعای شماست انگار. ممنونم.
تو: علیکم السلام. خدا سایه لطف حضرت رو ان‌شاءالله بر زندگی شما و ما مستدام بداره. با هم سفر بعدی ان‌شاءالله. یاعلی

# مشهدالرضا

# میم.پنهان

  • ۰ نظر
  • جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۳
  • :: پیامک

تو: نمی‌دونم الان تو چه وضعیتی هستید. ولی امیدوارم این مصیبت عظیم وارده (!) غم آخرتون باشه!
من: خونه‌ی آخر آدما دل خاکه. مصیبت اول و آخرشون هم همینه.

# توحید

# محمدم

# مسکن

  • ۰ نظر
  • پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۳
  • :: پیامک
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون