صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

«عشق»
خواهرِ من
است
؛
«درد»
هم
برادرم
...

صاد گرد
سر رسید موضوعی
نظرصاد
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

۱۷۳ مطلب با موضوع «پیامک» ثبت شده است

حاجی: لطفاً هر نتیجه‌ای حاصل شد به من اطلاع بده.
سید: البته چون ما کلاً مأمور به وظیفه‌ایم طبیعتاً نتیجه‌ای هم حاصل نمیشه!

# ستاد

  • ۰ نظر
  • چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷
  • :: پیامک

سلام آقای [...]
از این که مصدع اوقاتتون میشم عذر میخوام
[...] هستم؛ دانش‌آموز سال ۹۴ مدرسه [...] قم
حالتون چطوره؟ متأسفانه شماره‌تون رو گم کرده بودم، از آقای [...] گرفتم
غرض از مزاحمت اینکه بعد از سالی که با شما به عنوان دبیر تاریخ گذروندم شدیداً به تاریخ علاقمند شدم
در حال حاضر هم ترم دوم تاریخ دانشگاه [... ] هستم
دارم از رشته‌ام لذت می‌برم و دوست داشتم شما بدونید و با بنده هم حس باشید
امیدوارم در آینده نزدیک سعادت دیدنتون رو داشته باشم

# تاریخ

# قم

# مدرسه

# نامه

  • ۰ نظر
  • دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷
  • :: پیامک

تو: سلام استاد؛ ببخشید مزاحم میشوم، جهت یادآوری ...
من: سلام؛ بجای «یادآوری» لطفاً «دعا» کن!
تو: پروردگارا به محمد و آل محمد به استاد ما توفیقی عنایت کن. پروردگارا او را بر آنچه که مورد رضای توست عارف و واقف و عامل بفرما...
من: چرا برای استادت دعا میکنی؟ برای من دعا کن!
تو؛: رابطه شما و استاد برای ما، رابطه عموم خصوص مطلق است!
من: در چهار دهه زندگی هیچ وقت به پرتگاه هلاکت به اندازه‌ی این دو سه هفته نزدیک نبوده‌ام. دعا کن بخیر بگذره اسفند؛ دعا کن بعدش اردیبهشت بشه.

# توحید

# دعا

  • :: پیامک

عقیق
سنگ لطیفی است
و
نقره
فلزی نرم؛
.
.
.
وقتی
او
بخواهد
سنگ و فلز
نرم و لطیف
می‌شود
.
.
.
نشانه‌های
کرامت او را
با خود
داشته باش.

# پسردایی

  • ۱ نظر
  • پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۷
  • :: پیامک

تو: آیا اصولاً ممکن است که پیام‌بری و برادری قاطی شود؟ و اگر بله آیا خطرناک است و باید از آن پرهیز کرد؟
من: تکرار می‌کنم: سقف رفاقت برادری است؛ سقف معلمی هم پیام‌بری. آن چه خطرناک است فراتر رفتن از برادری به پدری و از پیام‌بری به خدایی است.
رفیق برادر باشد بهتر و معلم پیام‌بر باشد نیکوتر.
تو: اینا رو که می‌دونم عزیز! حالا اگر برادر، پیام‌بر هم باشد ایراد ندارد؟ یا نکته‌ی خاصی دارد؟
من: اصل همان است که می‌دانی. اما فقط یک رفیق همه چیز تمام که معلم همه چیز تمامی هم باشد می‌تواند همزمان به سقف هر دو جایگاه برسد. اگر یافتی، رهایش نکن.
تو: ...

# برادر

# دوست

# معلم

  • :: پیامک

تو: + نمی‌دونم مخاطب خاص داشت، یا عام، یا ...؛ ولی خیلی به موقع بود...
من: تاریخ تکرار نمی‌شود، بلکه آدم‌ها تکرار می‌شوند. شما خودت نمی‌دانی، شاید اهمیتی هم نداشته باشد، اما داری در زندگی من تکرار می‌شوی...

# پسردایی

  • ۲ نظر
  • چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷
  • :: پیامک

تو:
چند سال گذشته؟ ده سال؟
هنوز هم که هنوزه
روزهای اول فصل سرما، دی‌ماه که میرسه
به یاد اون روزها، حالم خوش‌تره...

اما باقی روزهای مُرده‌ی سال رو چه باید کرد؟

(میدونم برا شما شاید خیلی مهم نباشه، یکی مثل بقیه و حرف‌های تکراری
ولی برا من خیلی مهم بود
خیلی مهم شد
خیلی فرق داشت
خیلی فرق کرد...)

من:
مهم است
تا وقتی زنده‌ام مهم است...

امیدوارم وقتی مُردم هم آن طرف بخاطر این چیزهای ظاهراً بی‌اهمیتی که برایم مهم بوده، بر من رحم آورند.

# دبلیو

# محمدم

  • :: پیامک

تو: بیچاره‌تر شیری... صدمرتبه
من: آهو... مبارک باد.

# برادر

  • ۲ نظر
  • سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷
  • :: پیامک

من:
چقدر
این جاده‌ی قم
حال تو را دارد؛
یاد تو را دارد؛
برادر!

تو:
خوشا آن مسافر که منزل ندارد
که دل دارد و پای در گل ندارد

# برادر

  • :: پریشان
  • :: پیامک

من:
وسط ترافیک
چمران همت
این رادیوی گمنام
چیزی پخش می‌کند که
مرا به آن سال‌های دور می‌برد
چیزی از تو
چیزی از آن چیزی که در میان ما بود
و حالا مدت‌هاست گم کردیم‌ش
.
کاش پیداش کنیم
کاش آن اتفاق خوب بیفتد
.
محمدم
:
کاش
آن روزهای خوب
برسد

تو:
برای ما
برای این همه تنهایی
ای کاش خدا کاری کند.

# محمدم

  • ۰ نظر
  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • :: پیامک

من:
سلام. هم‌قدمی و هم‌نفسی دیشب با شما برایم بسیار شیرین و گرامی بود.
و فرمود: ...إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى وَرَبَطْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا...
خدا این ارتباط قلبی را بر ما مبارک گرداند ان‌شاءالله.

پ.ن:
+ به یاد شبانه‌نوردی ارتفاعات کلکچال و عدسی صبحگاهی‌اش!

# آقا سعید

# پنجشنبه‌ها

# کوه

  • :: ذکر
  • :: پیامک

تو: [جمعه، ساعت ۳:۳۵ بامداد]
سلام،
شرمنده بد موقع، ولی باید می‌گفتم:
نتونستم بخوابم،
هنوز درگیر حرفاتونم.
دعامون کنید.
ارادت
یاعلی(ع)

من:
عشق، شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد

گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد

داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد

قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت
کاتشی در پیر و در برنا نهاد

از خمستان جرعه‌ای بر خاک ریخت
جنبشی در آدم و حوا نهاد

عقل مجنون در کف لیلی سپرد
جان وامق در لب عذرا نهاد

دم به دم در هر لباسی رخ نمود
لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد


پ.ن:
+ پنجشنبه‌ی سواد، پنجشنبه‌ی پژوهش، پنجشنبه‌ی مدرسه، پنجشنبه‌ی تو.
++ هرگز دعا نکرده‌ام این پراید، پژو شود. اما بارها دعا کرده‌ام که صندلی دوم آن محفوظ بماند.
+++ یک چیزی بین پسر و برادر. مثلاً «پسر دایی»!!
+++ انس با این غزل شورانگیز فخرالدین عراقی را از دست ندهید.

# دوست

# پاروئیه

# پسردایی

# پنجشنبه‌ها

  • :: بیت
  • :: پیامک

تو: باران چه دلبرانه می بارد. پاییز کم بود، بهار هم عاشق شد...
من: داشت یادمان می رفت که چرا تهران را وطن داشته‌ایم.

# برادر

  • ۱ نظر
  • يكشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۹۷
  • :: پیامک

سلام
خیلی شبِ خوب، خنده‌دار و ناامیدکننده‌ای بود.
از میزبانی برادر عزیز هم ممنونم.
امیدوارم این دیدارها منظم و نزدیک‌تر به هم برگزار شود.
یاعلی

# ستاد

  • :: پیامک

بانو پیامک خرید فرستاده: «شیر کاهو»

.
.
.
هیچی دیگه.
یاد این جا افتادم. اومدم سلامی عرض بکنم خدمتتون.

# شیرآهو

# صاد

  • ۶ نظر
  • دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶
  • :: بداهه
  • :: پیامک

سی و پنج سالگی خوشحالی ندارد.
خجالت دارد.

# توبه

# تولد

  • ۰ نظر
  • چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶
  • :: پیامک
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون