صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

قَدْ بُصِّرْتُمْ
إِنْ أَبْصَرْتُمْ
وَ قَدْ هُدِیتُمْ
إِنِ اهْتَدَیْتُمْ
وَ أُسْمِعْتُمْ
إِنِ اسْتَمَعْتُم

صاد گرد
سر رسید موضوعی
نظرصاد
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

۲۱۰ مطلب با موضوع «نغز» ثبت شده است

هر مقاله و یادداشتی یک ایده‌ی مرکزی باید داشته باشد که همه‌ی مقدمه و مؤخره و صغری و کبری در راستای تبیین و توضیح آن ایده‌ی مرکزی باشد. حجم یک مقاله با توجه به پیچیدگی آن ایده‌ی مرکزی و سطح درک و فهم مخاطب تنظیم می‌شود. اگر در توضیح دادن یک ایده‌ی ساده به مخاطبی باهوش بیش از چند پاراگراف بنویسی خودت را ضایع کردی و اگر در تبیین یک ایده‌ی پیچیده برای مخاطبی عامی کم وقت بگذاری مطلب را نفله کرده‌ای.
دقت کن که یادداشتت نباید بیش از یک ایده‌ی مرکزی داشته باشد. همه‌ی شاخ و برگ‌ها باید نسبتشان را با آن ایده مرکزی شفاف کنند. یک یادداشت موقر «از هر دری سخنی» نیست. توانایی شما به عنوان نویسنده در بافتن تار و پود استدلال‌ها برای درخشیدن ایده مرکزی معلوم می‌شود.
وقتی دیربه‌دیر و کم‌کم می‌نویسی -و به قول من خساست و بخل در نوشتن داری- حرف‌های زیادی نگفته در ذهنت می‌ماند که ناخودآگاه و نابجا می‌پرد وسط یک یادداشت محترم و خرابش می‌کند.
قبل از نوشتن یک یادداشت خوب، یادت باشد که ذهنت را از خرده‌حرف‌ها و تکه‌نکته‌ها خالی کنی تا در هنگام بافتن مقاله‌ات اذیتت نکند. شاید راهش این باشد که کوتاه نوشته‌هایی برای خودت داشته باشی که بتوانی با خیال راحت از آنها در ساختار یک یادداشت درخشان صرف نظر کنی.
به طور کلی هم توصیه به خلاصه‌نویسی و موجزگویی جواب می‌دهد. اگر حرفی را می‌شود در ۲۰۰ کلمه گفت، بیشترش نکن:
یک نقطه را هدف بگیر؛ کمی زمینه‌چینی کن؛ به آن نقطه شلیک کن؛ اسلحه را در غلاف بگذار و تمامش کن.

# نوشتن

  • ۱ نظر
  • پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۶
  • :: نغز

وقتی من و تو بچه‌هامون رو تربیت نکنیم، «من و تو» بچه‌هامون رو تربیت می‌کنه.

# تربیت

  • ۲ نظر
  • سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۶
  • :: نغز

از بم یاد گرفتم که «زلزله» هیچکس را نمی‌کشد؛
«آوار» آدم‌ها را نفله می‌کند.

درس تلخی است.

# عبرت

  • ۰ نظر
  • پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۶
  • :: نغز

خلاصه وضعیت مملکت به شرح فوق تقدیم می‌گردد.
زیاده عرضی نیست.

# انقلاب

# فرهنگ

  • :: بداهه
  • :: نغز
  • :: نغز
جمهوری اسلامی ایران
وزارت آموزش و پرورش
سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی
دفتر تألیف کتاب‌های درسی عمومی و متوسطه نظری

و کتاب تازه‌ای که نویسندگان بیست و چند ساله دارد. تو خیال کن لشکری که فرمانده‌ی بیست و چند ساله دارد. تو خیال کن مثلاً حسن باقری...
اگر انقلاب فرزندان خود را می‌خورد؛ این‌قدر هست که فرزندان جدیدی هم می‌زاید.

# انقلاب

# سواد رسانه‌ای

# ققنوس

  • ۲ نظر
  • دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۵
  • :: بداهه
  • :: نغز

عزیز و غیره و ذلک همه رفته‌اند مشهد. از توی اینترنت یک مورد معقول پیدا می‌کنیم و زنگ می‌زنم. می‌گوید تا قبل از یک و نیم اینجا باش. ده دقیقه بیشتر فاصله نیست. دوقلوها را می‌گذاریم و دو تایی می‌رویم بنگاه. طبقه‌ی دو و نیم، نورگیر عالی، فضای کافی، تخلیه، بدون پارکینگ و آسانسور، محله‌ی خوب و آرام، قیمت منصفانه و لب مرز توانایی ما.
در این پایتخت وحشی بیش از نیم میلیون واحد مسکونی به کلی خالی وجود دارد و صدها بنگاهی فرصت طلب و هزاران مستأجر خانه به دوش بی‌نوا. مثل این می‌ماند که دو تاس شش وجهی را بیندازی روی صفحه‌ی مار و پله. هیچ چیزی دست تو نیست. نه شش و یک؛ نه جفت و طاق؛ نه مار و پله. پس هلاک شد آن‌که پارو زد.
بعد از ناهار تلفن می‌کنم و شرایط را به عزیز توضیح می‌دهم. چه نظری باید بدهد از هزار کیلومتر آن طرف‌تر؟ هنوز دوقلوها به چرت بعد از ناهار نرفته‌اند که جواب استخاره هم «خوب» می‌آید. قرار می‌گذاریم با بنگاهی و وکیل صاحبخانه می‌آید برای تنظیم اجاره‌نامه. یک ساعت مانده به غروب جمعه بیست و سوم ذیقعده که بیعانه می‌دهم و کاغذ را امضا می‌زنم.
*
حالا باید برای اسباب‌کشی «هشتم» برنامه‌ریزی کنم. یا امام غریب.

# زندگی

# مسکن

# مشهدالرضا

  • ۷ نظر
  • جمعه ۵ شهریور ۱۳۹۵
  • :: بداهه
  • :: عزیز
  • :: نغز

می‌پرسم: فرقشون با ما چیه؟
میگه: همه جا رو سیاه می‌بینند؛ بیش از حد محتاط هستند؛ عقل رو هم تعطیل کردند.

# انقلاب

  • ۰ نظر
  • جمعه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۵
  • :: نغز

به قول سعدی: خدا کشتی آن‌جا که خواهد برد / وگر ناخدا جامه بر تن درد
یا به بیان فردوسی: برد کشتی آن‌جا که خواهد خدای  /  وگر جامه بر تن درد ناخدای
+
++

# بی‌برچسب

# قصه

  • ۲ نظر
  • يكشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴
  • :: بیت
  • :: نغز

هیشکی هیچ‌کاری نمی‌تونه براش بکنه.
همه ولش کردند.
+

# بی‌برچسب

# قصه

  • ۲ نظر
  • دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴
  • :: پریشان
  • :: نغز

من: هر کی یه عشقی داره. آدم برای عشقش سر کسی منت نمیذاره؛ کسی رو هم شماتت نمی‌کنه.


*
این روزها چند نفر از اطرافیان مردد رفتن و ماندن هستند. چه کسی می‌رود؟ چه کسی می‌ماند؟

# انقلاب

  • :: نغز
  • :: پیامک

«صاد» فقط می‌تواند مخفف «صادق» باشد؛ و این حکمت نغزی است.

# پنجشنبه‌ها

  • ۰ نظر
  • پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۴
  • :: نغز

«هول نزن! توی قصه‌ها همیشه دختر پادشاه با آخرین خواستگارش ازدواج می‌کنه!»

به رفیقی می‌گویم که مترصد پاسخ مثبت گرفتن از عروس خانم آینده است.

# ازدواج

# دوست

  • ۰ نظر
  • چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۴
  • :: نغز
  • :: پیامک

من:
سلام.
می‌دونی هوا چرا این‌قدر سرد شده؟
چون خیلی از خورشید دور شدیم.
همین.

# بی‌برچسب

  • ۰ نظر
  • دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۴
  • :: نغز
  • :: پیامک

روی کاشی آشپزخانه با ماژیک نوشته:

التوحید
اسقاط الاضافات

*
پ.ن:
در «گلشن راز» است که:
نشانی داده‌اندت از خرابات
که «التوحید اسقاط الاضافات»
خرابات از جهان بی‌مثالی است
مقام عاشقان لاابالی است
خرابات آشیان مرغ جان است
خرابات آستان لامکان است
خراباتی خراب اندر خراب است
که در صحرای او عالم سراب است
خراباتی است بی حد و نهایت
نه آغازش کسی دیده نه غایت


# توحید

  • ۱ نظر
  • چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۴
  • :: بیت
  • :: عزیز
  • :: نغز

شنیدم که وقتی سحرگاه عید
ز گرمابه آمد برون بایزید

یکی طشت خاکسترش بی‌خبر
فرو ریختند از سرایی به سر

همی گفت شولیده دستار و موی
کف دست شکرانه مالان به روی

که ای نفس من در خور آتشم
به خاکستری روی در هم کشم؟

*
هر بار که لینت مزاج پرندگان، در و دیوار و سقف ماشین را مورد عنایت قرار می‌دهد، بی‌اختیار به یاد این حکایت بوستان می‌افتم.

# توحید

# سعدی

  • :: بیت
  • :: نغز
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون