صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

قَدْ بُصِّرْتُمْ
إِنْ أَبْصَرْتُمْ
وَ قَدْ هُدِیتُمْ
إِنِ اهْتَدَیْتُمْ
وَ أُسْمِعْتُمْ
إِنِ اسْتَمَعْتُم

صاد گرد
سر رسید موضوعی
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

۳۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رهبر» ثبت شده است

گاهی به ضرب زور زرداران، گاهی به لطف کید مکاران
چرخ مراد دهر می‌گردد، آسان به دلخواه شکمخواران

تمثیل سنگ و پای لنگ است این، حاشا مکن، میدان جنگ است این
زینسان که روزاروز آغشته‌ست با خونِ دلْ نان گرفتاران

بالا و پایین، شهر را بنگر، الاکلنگ دهر را بنگر
زانسو گرانباران و پرواران، زینسو گرفتاران و بیکاران

زانسو بلند قامت ابراج، با غرفه‌ها چون حجلهٔ حوران
زینسو خراب‌آباد بسیاران، با کومه‌ها چون دخمهٔ ماران

گفتی برابر بودن از ما نیست، باشد، برابر نه، برادر هم؟
آیا کجا ماندند عیاران، آیا کجا رفتند غمخواران؟

بار از درخت دیگران چیدن، نان از گلوی دوست دزدیدن
کو رسم، کو آثار، کو هنجار؟ تا کی به رسم نابهنجاران؟

تقسیم نان و عشق و گل پس کو؟ افسانه بود آیا؟ حکایت بود؟
یا حرفی از فرط شکم‌سیری، محض فسون ساده‌انگاران؟

دیگر کسی اینجا نمی‌آید، شیخی، رئیسی، دکتری، چیزی
در دخمه می‌مانیم و می‌پوسیم، آنسان که پوسیدند همکاران

دیگر کسی اینجا نمی‌آید، مردی سراغ ما نمی‌آید
من‌بعد هم ماییم و خون دل، ما بی‌نصیبان، ما دل‌آزاران

خیل ز خاطرها فراموشان، ما خون‌ دل ‌خواران و خاموشان
ما بار خویش ‌و غیر بر دوشان، ما نان‌ خود‌ خواران و ناچاران

این پهنهٔ مسکوت را گهگاه، سنگی به رقص موج می‌خواند
گاهی صدایی می‌وزد در گوش، از خیل بسیاران و همواران

فریادها را، ناله‌ها را هم، خاموش می‌خواهند و خرسندند
با طعنه‌های تیز بدگویان، یا ضربهٔ مهمیز غداران

تو آن پلنگ جنگل گرگی، گردن‌فراز و سربه‌زیر، اما
نان تو در انبان خرس و خوک، حق تو در حلقوم کفتاران


بادا که فریادت نگردد گم در وزوز هر روزهٔ اخبار
پژواک خشمینش درآویزد، در گوش بی‌هوش ولنگاران

سنگی سرازیرم به قعر چاه، چاهی که بی‌جان است، بی‌آب است
تق، تا صدایی خیزد از اعماق در گوش سنگین جهانداران

سنگی سرازیرم به قعر چاه، شاید صدایی بر شود تا ماه
ای قاصد روزان ابری، آه! ای داروگ، کی می‌رسد باران

امید مهدی‌نژاد

# رهبر

# فرهنگ

  • ۱ نظر
  • سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷
  • :: بیت

چنین پرسیدم:

سلام علیکم
جوانی مومن و نجیب در صفحه ی اینترنتی خود با نام مستعار و بدون این که فردی از آشنایانش او را بشناسد، با خدا درد دل می‌کند و به گناهانی که انجام داده اعتراف می‌کند. هدف او از این کار تذکر به خودش و جلوگیری از تکرار این گناهان است.
آیا اعتراف صریح به گناه و ذکر زمان و مکان انجام آن و انتشار آن در اینترنت از نظر شرعی اشکالی دارد؟
اگر اشکال ندارد، آیا با احتمال اینکه ممکن است یک روز یکی از آشنایان این جوان آن صفحه را بخواند و متوجه هویت او بشود باز هم خالی از اشکال است؟

با تشکر

و چنین پاسخ آمد:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

جایز نیست.

موفق و مؤید باشید

# توحید

# رهبر

# فقه

  • ۰ نظر
  • شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • :: روایت امروز

البته در دین مقدس اسلام، اقرار به گناه پیش دیگران ممنوع است.
اینکه در بعضی از ادیان هست که بروند توی عبادتگاه‌ها، پیش روحانی، کشیش، بنشینند، اعتراف به گناه کنند، این در اسلام نیست و چنین چیزی ممنوع است. پرده‌درىِ نسبت به خود و افشای اسرار درونی خود و گناهان خود پیش دیگران، ممنوع است؛ هیچ فایده‌ای هم ندارد. اینکه حالا در آن ادیان خیالی و پنداری و تحریف شده اینطور ذکر می‌شود که کشیش گناه را می‌بخشد، نه؛ در اسلام بخشنده‌ی گناه، فقط خداست. حتّی پیغمبر هم نمی‌تواند گناه را ببخشد. در آیه‌ی شریفه می‌فرماید: «ولو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفراللَّه و استغفر لهم الرّسول لوجد اللَّه توّابا رحیما»؛ وقتی گناهی انجام دادند، ظلم به نفس کردند، اگر بیایند پیش تو که پیغمبر هستی، از خدای متعال طلب مغفرت و طلب بخشش کنند و تو هم برای آنها طلب بخشش کنی، خداوند توبه‌ی آنها را می‌پذیرد. یعنی پیغمبر برای آنها طلب بخشش می‌کند؛ خود پیغمبر نمی‌تواند گناه را ببخشد؛ گناه را فقط خدای متعال باید ببخشد. این استغفار است.

منبع

# توحید

# رهبر

  • ۰ نظر
  • سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • :: روایت امروز

نشسته‌ام روبروی مدیر پرسابقه‌ترین، مجهزترین و بهترین دبیرستان غیردولتی شهر. می‌خواهد برایش تاریخ دوم علوم انسانی بگویم.
با تعجب می‌پرسم: «به خاطر درخواست اولیا تصمیم گرفتید امسال دانش آموز علوم انسانی هم جذب کنید؟»
به شکل غیرمنتظره‌ای ابروها را در هم می‌کشد و مصمم می‌گوید: «نه... نه... من اگر بخواهم سه تا کلاس را هم ریاضی پر می‌کنم: هر کلاس سی نفر. متقاضی زیاد داریم. اما به خاطر فرمایش رهبری که علوم انسانی مظلوم افتاده و به داد علوم انسانی برسید احساس وظیفه می‌کنم که یک کلاس را علوم انسانی بگیرم. می‌دانم چون سال اول است پانزده نفر هم نمی‌شوند. اما مهم نیست. به شما قول می‌دهم که دانش آموز ضعیف نگیرم.»

دستش را ببوسم؟

# تاریخ

# رهبر

# قم

# مدرسه

# کلاس

  • :: بداهه

اعتلای فرهنگ،
سلامت محیط اخلاقی،
سلامت محیط خانوادگی،
تکثیر نسل
و تربیت نسل جوان آماده‌ی برای اعتلای کشور،
رونق دادن به اقتصاد و تولید،
همگانی کردن اخلاق اسلامی،
گسترش علم و فنّاوری،
استقرار عدالت قضائی و عدالت اقتصادی،
مجاهدت برای اقتدار ملّت ایران
و ورای آن و فراتر از آن، اقتدار امّت اسلامی
و تلاش و مجاهدت برای وحدت اسلامی

مهم‌ترین معروف‌ها اینها است و همه موظّفند در راه این معروفها تلاش کنند؛ امر کنند.

+

# رهبر

  • ۰ نظر
  • يكشنبه ۲ فروردين ۱۳۹۴
  • :: روایت امروز
  • :: روایت امروز

س ۳۲۸:
۱- معاشرت و همنشینی و دست دادن دانش‏‌آموزان مسلمان با دانش آموزان پیرو فرقه گمراه بهائیت، اعم از این که دختر باشند یا پسر، مکلّف باشند یا غیر مکلّف، در داخل مدرسه یا خارج از آن، در دوران ابتدایی، متوسطه و پیش دانشگاهی، چه حکمی دارد؟
۲- رفتار استادان و مربیان با دانش‏‌آموزانی که بهایی بودن خود را آشکار می‏‌کنند و یا یقین داریم که بهایی هستند، چگونه باید باشد؟
۳- استفاده از وسایلی که همه دانش‏‌آموزان از آنها استفاده می‏کنند مانند شیر آب آشامیدنی، شیر توالت و آفتابه آن، صابون و مانند آن، با این که علم به مرطوب بودن دست و بدن داریم، چه حکمی دارد؟


ج: همه پیروان فرقه گمراه بهائیت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چیزى، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به امورى که مشروط به طهارت است، واجب است. ولى رفتار مدیران و معلمان و مربیان با دانش‏‌آموزان بهایى باید بر اساس مقررات قانونى و اخلاق اسلامى باشد.

# رهبر

  • :: روایت امروز

کی بود آرزو می‌کرد مشمول دعای رهبری باشه؟

# اداره

# رسانه

# رهبر

# سرافرازی

  • :: بداهه
اول محرم است.
در شصت و سه روز گذشته فقط پنج تا مطلب نوشته‌ام؛ همه‌اش «پریشان» و سه‌تایش «پریشانِ برادر»
برای نویسنده‌ای که به طور متوسط در ماه ۲۰ تا یادداشت می‌نوشته آمار تأسف‌باری است. البته گمان نمی‌کردم که این کم‌کاری این همه طولانی شود و این اواخر هم امیدی نداشتم که این سکوت بشکند. اما خوشبختانه نسیمی وزیدن گرفت و آتش زیر خاکستر زبانه کشید و شد آن‌چه باید می‌شد و آمد آن‌چه باید می‌آمد.
*
حاج حمید به دیدار علی بلورچی رفت؛ سیدعلی به خواستگاری؛ حسین و بانو به زیر یک سقف؛ شهید گمنام پردیسان به اصفهان؛ آقا به بیمارستان؛ بچه‌ها به دانشگاه؛ معلم به کلاس نویسندگی؛ حلقه به فصل ششم؛ مجتبی به خانه‌ی بخت؛ پدر مقدس به شمال بارانی و آقا مهدوی به میهمانی خدا.
*
خلاصه‌ای بود از اهم مطالبی که می‌توانستم بنویسم و ننوشتم و نخواهم نوشت.
اول محرم است. اول خط.
بسم الله ای عین الیقین...

# ازدواج

# حلقه

# رهبر

# صاد

# میم.پنهان

# نوشتن

  • ۳ نظر
  • يكشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳
  • :: بداهه
  • :: پدر مقدس

این اعتقاد۱ ما۲ است که کرانه‌‌ى باخترى۳ هم مثل غزه۴ باید۵ مسلح بشود.
دست قدرت [لازم است‌‌]. کسانى‌‌که علاقه‌‌مند به سرنوشت فلسطینند۶، اگر می‌توانند کارى بکنند، کار این است: در آنجا هم باید۷ مردم را مسلح کنند.

دیدار امروز با دانشجویان


۱- اعتقاد: عقیده، نظر، توصیه، پیشنهاد، برنامه، استراتژی، دستور، فرمان، حکم
۲- ما: من، رهبر، مرجع تقلید، فرمانده کل قوا، شیعیان، مسلمانان
۳- کرانه باختری: بخش تحت کنترل تشکیلات خودگردان سازشکار که پر از ایستگاه های بازرسی صهیونیستی و نیروهای ارتشی اسراییل است. قدس شریف در آن قرار دارد و دیوار حایل در بخش‌هایی از آن ساخته شده است. کرانه‌ی باختری بخش بی‌خطر فلسطین برای اسراییل است که دندان آن را کشیده‌اند و مردمش نهایتا سنگ پرتاب می‌کنند.
۴- غزه: غزه را هم محور مقاومت مسلح کرد. [ر.ک: حاج حسن واقعی]
۵- باید: دستور، فرمان، امر
۶- کسانی که علاقمند به سرنوشت فلسطینند: دولت جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سپاه قدس، مقاومت اسلامی لبنان،‌ حزب الله لبنان، حرکت مقاومت اسلامی، حماس، محور مقاومت، بشار اسد
۷- باید: تکرار و تأکید، دستور مهم، فوری و آنی

# فلسطین

# رهبر

  • ۱ نظر
  • چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳
  • :: روایت امروز
  • ۲ نظر
  • چهارشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۳
  • :: روایت امروز

...

ترکان افزود: حضرت امام (ره) شخصیت واقعیت گرایی بودند.

...

بعد از اینکه این دو گزارش به دست امام (ره) می رسد، امام (ره) خطاب به سران کشور می‌فرمایند بروید و جنگ را تمام کنید. آنجا آقای هاشمی می گویند اجازه دهید من این موضوع را اعلام کنم، بعد شما با من برخورد کنید که امام (ره) می‌فرمایند خیر، لازم نیست، بروید و جنگ را تمام کنید.
استنتاج من از این شنیده این است که اگر ما گزارشاتی دقیق به رهبری تقدیم کنیم، ایشان بهترین تصمیم را خواهند گرفت. این ما هستیم که همه چیز را به اندازه واقعی و شکل درست گزارش دهیم.

به نقل از فارس

# روح‌خدا

# فرهنگ

# رهبر

  • ۱ نظر
  • يكشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲
  • :: روایت امروز

...
یک نکته‌ى دیگرى هم که من یادداشت کرده‌ام و خوب است که تکرار کنم، این است: از پیشرفت علمى در کشور براى گسترش و نفوذ زبان فارسى استفاده شود. زبان خیلى مهم است برادران و خواهران عزیز! اهمیت زبان ملى یک کشور براى خیلى‌ها هنوز دانسته و شناخته نیست. زبان فارسى باید گسترش پیدا کند. باید نفوذ فرهنگىِ زبان فارسى در سطح جهان روزبه‌روز بیشتر شود. فارسى بنویسید، فارسى واژه‌سازى کنید و اصطلاح ایجاد کنید. کارى کنیم که در آینده، آن کسانى که از پیشرفتهاى علمى کشور ما استفاده میکنند، ناچار شوند بروند زبان فارسى را یاد بگیرند. این افتخارى نیست که ما بگوئیم حتماً زبان علمى کشور ما فلان زبان خارجى است. زبان فارسى اینقدر ظرفیت و گنجایش دارد که دقیق‌ترین و ظریف‌ترین علوم و دانشها میتوانند با این زبان بیان شوند. ما زبان پرظرفیتى داریم. کمااینکه بعضى از کشورهاى اروپائى هم نگذاشتند زبان انگلیسى تبدیل شود به زبان علمى آنها - مثل فرانسه، مثل آلمان - اینها زبان خودشان را به عنوان زبان علمى در دانشگاههایشان حفظ کردند.
مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى بسیار مهمى است؛ واقعاً احتیاج دارد به این که حمیت به‌خرج دهید. یکى از اهتمامهائى که دولتهاى آگاه و هوشیار در دنیا انجام میدهند، تکیه بر روى گسترش زبان ملى‌شان در دنیا است. متأسفانه با غفلت خیلى از کشورها، این کار اتفاق نیفتاده؛ حتّى زبانهاى بومى را، زبانهاى اصلىِ بسیارى از ملتها را بکلى از بین برده یا تحت‌الشعاع قرار داده‌اند.
بنده از پیش از انقلاب، از اینکه واژه‌هاى بیگانه بى‌دریغ در دست و زبان مردم ما به کار میرفت و به آنها افتخار میکردند - کأنه کسى اگر چنانچه یک مطلبى را با یک تعبیر فرنگى بیان کند، این را یک افتخارى میدانست - همیشه رنج میبردم؛ متأسفانه تا امروز هم این باقى است! خیلى از سنتهاى غلط پیش از انقلاب، با انقلاب از بین رفت؛ این یکى متأسفانه از بین نرفت! یک عده‌اى کأنه افتخار میکنند که یک حقیقتى را، یک عنوانى را با یک واژه‌ى فرنگى بیان کنند؛ در حالى که واژه‌ى معادل فارسى براى آن عنوان وجود دارد، دوست میدارند از تعبیرات غربى استفاده کنند؛ بعد حالا یواش یواش این دیگر به دامنه‌هاى گسترده‌اى در سطوح پائین و سطوح عوامانه هم رسیده، که واقعاً رنج‌آور است.
من نمونه‌هائى در ذهن دارم، که دیگر حالا لزومى ندارد آنها را عرض کنم...

دیدار 15 مرداد 92 با اساتید دانشگاه ها

# سبک زندگی

# ادبیات

# رهبر

# زبان

  • ۰ نظر
  • چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۲
  • :: روایت امروز

س:
آیا اهمال و مسامحه در امداد (که منجر به نقص عضو یا موت مصدوم گردد) موجب ضمان و دیه مى‌باشد؟
ج:
هرچند مسامحه در این‌گونه امور گناه محسوب مى‌شود، ولى موجب ضمان و دیه نیست.
*
س:
اگر مصدوم یا قیّم و بستگان او مانع امداد و نجات حادثه دیده شوند، تکلیف امدادگر چیست؟
ج:
اگر جان وى در خطر باشد، نجات دادن مصدوم واجب است و نهى دیگران تأثیرى ندارد.

استفتائات جدید
احکام امدادرسانی

# معلم

# تربیت

# رهبر

  • ۳ نظر
  • سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۱
  • :: روایت امروز

س:
برخى از بیماران عاقل و بالغ که نیازمند عمل جراحى هستند، به علت ترس یا هر توجیه دیگرى حاضرند درد و رنج را تحمل نمایند ولى تن به عمل ندهند، و این در حالى است که پزشک مى‌داند که در صورت عمل نکردن، بیمار به زودى خواهد مرد یا دچار عوارض سختى خواهد شد.
با این فرض، آیا پزشک مى‌تواند با تصمیم خود، او را عمل جراحى کند؟ اگر على رغم مخالفت بیمار، بستگان وى چنین اجازه‌اى را صادر کنند، تکلیف پزشک چیست؟
ج:
اگر نجات بیمار از مرگ مستلزم عمل جراحى است، اشکال ندارد.
*
س:
پزشکى یقین دارد که انجام عمل جراحى روى بیمار تأثیر در زنده ماندن او ندارد، و در هر صورت بیمار پس از مدت کوتاهى خواهد مرد.
آیا پزشک جایز است بنا به اصرار همراهان بیمار یا مسئولان بیمارستان، اقدام به جراحى نماید یا نه؟
ج:
با اطلاع دادن به بیمار یا همراهان او نسبت به عدم تأثیر عمل، اقدام به عمل جراحى مانعى ندارد.

استفتائات جدید
احکام پزشکی

# معلم

# تربیت

# رهبر

  • ۰ نظر
  • يكشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱
  • :: روایت امروز

س:
پزشک حاذق و ماهر، بدون سهل‌انگارى اقدام به عمل جراحى بیمارى نموده است و در حین عمل، آسیبى به بیمار وارد گردیده است.
آیا داشتن اجازه عمل از بیمار یا بستگان در رفع ضمان مؤثر است؟ دیه به عهده کیست؟
ج:
به نحو کلى در موارد ثبوت ضمان، اجازه بیمار یا بستگان وى رافع ضمان نیست.
*
س:
در مواردى که به علل غیرمربوط به کار پزشک (مثل اختلال در دستگاه ها و رفتن برق و ...) به بیمار لطمه‌اى وارد مى‌شود، ضامن کیست؟
ج:
در فرض مرقوم پزشک ضامن نیست و کسى که در بررسى دستگاه‌ها و وصل برق ذخیره و از این قبیل کوتاهى کرده ضامن مى‌باشد.

استفتائات جدید
احکام پزشکی

# معلم

# تربیت

# رهبر

  • :: روایت امروز
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون