صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

هزار صحبتِ ناگفته
در نگاهِ من
است.
ولی دریغ...
که این شوق،
در نگاهِ تو
نیست

صاد گرد
سر رسید موضوعی
نظرصاد
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

اول و آخر همه عشق است و بس

سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴

گفت به مجنون صنمی در دمشق
کای شده مستغرق دریای عشق

عشق چه و مرتبه‌ی عشق چیست؟
عاشق و معشوق در این پرده کیست؟

عاشق یکرنگ حقیقت‌شناس
گفت: که ای محو امید و هراس

نیست در این پرده بجز عشق کس
اول و آخر همه عشق است و بس

عاشق و معشوق ز یک مصدرند
شاهد عینیت یکدیگرند

عشق مجازی به حقیقت قوی‌ست
جذبه‌ی صورت کشش معنوی‌ست


آتش عشق از من دیوانه پرس
کوکبه‌ی شمع ز پروانه پرس

عشق به هر سینه که کاوش کند
خون دل از دیده تراوش کند

عشق کجا راحت و آسودگی؟
عشق کجا دامن آلودگی؟

گر تو در این سلسله آسوده ای
عاشق آسایش خود بوده ای


عشق همه سوز و گداز است و بس
نیستی و عجز و نیاز است و بس

آتش عشق از تو گدازد تو را
صاف تر از آیینه سازد تو را

عشق کز آن مزرع جان روشن است
یک شررش آتش صد خرمن است

ما که در این آتش سوزنده‌ایم
کشته‌ی عشقیم و به او زنده‌ایم

این هم خوب است ببینید

  • ۹۴/۰۳/۱۹
  • :: بیت

# محبت

نظرات (۱)

سلام 
می شه شاعر این شعر رو بگید ؟؟
پاسخ:
متأسفانه دسترسی به کتاب خانه ادبی خوبی ندارم. گنجور هم این شعر را نمی شناسد.
تا قبل از این فکر می کردم که مال عطار باشد. اما جایی دیدم که به جامی منسوب است. مشابهش را هم از امیرخسرو دهلوی یافتم.
فعلا تردید دارم که از جامی است یا امیرخسرو. اگر کسی دانست بگوید همه بدانیم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون