صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

«عشق»
خواهرِ من
است
؛
«درد»
هم
برادرم
...

صاد گرد
سر رسید موضوعی
نظرصاد
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

مجنون‌تر از این

چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۱

قبل از نماز صبح غسل کرده‌ام؛ دقیقاً همین‌امروز.
احرام پوشیده‌ام و خودم را رسانده‌ام به مسجدالحرام.
خیره مانده‌ام به کعبه. نماز صبح را در حیاط بیت‌الله لابلای انبوه جمعیت خوانده‌ام.
خیره مانده‌ام به کعبه؛ زمزمه‌کرده‌ام: لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک...
گریه کرده‌ام؛ از دور روی ماه خانه را بوسیده‌ام و رفته‌ام هتل.
ظهر دوباره غسل کرده‌ام و سوار اتوبوس مکشوف شده‌ام و دارم می‌روم عرفات.

می‌فهمی؟
باد می‌خورد توی صورتم. توی اتوبوس ایستاده‌ام. جای نشستن نیست. لای این همه پیرمرد، مو و ریش سیاه انبوهم توی چشم می‌زند.

می‌فهمی؟
امشب توی تاریکی نماز می‌خوانیم روی خاک‌های عرفات. حاجی توی نماز سوره می‌خواند:
الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ...

می‌فهمی؟

  • ۹۱/۰۸/۰۳
  • :: بداهه
  • :: ذکر

# حج

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون