صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

«عشق»
خواهرِ من
است
؛
«درد»
هم
برادرم
...

صاد گرد
سر رسید موضوعی
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

شیخ شهید

چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۳

بعد از غروب رفتیم حرم و دو گروه دو نفره‌ی خانم‌ها و آقایان در حیاط صحن آینه از هم جدا شدیم.
چشمم افتاد به در باز حجره‌ی اول سمت راست صحن. دست مصطفی را گرفتم و رفتیم تا جلوی حجره. بالای در کاشی «ذلک فضل الله...» را که دیدم مطمئن شدم که خودش است. بارها آمده بودم و بسته بود. حالا چراغش روشن و خادمی هم جلوی در ایستاده بود. کفش‌ها را کندیم و وارد شدیم.
حضرت شیخ فضل الله نوری این‌جا خوابیده است. ظاهراً حجره را دو سالی است که مرمت کرده‌اند و نمایشگاهی شده برای معرفی شیخ شهید. تابلوهایی روی دیوار و کتابخانه‌ای مختصر روی طاقچه.
مصطفی از صندوق سبز و شیشه‌ای مزار خوشش آمده و ذوق کرده. واقعاً قشنگ شده. دستشان درد نکند.

  • ۹۳/۰۹/۲۶
  • :: بداهه
  • :: پدر مقدس

# حرم

# شهید

# قم

نظرات (۱)

روی قبر «خوب چیزی» نوشته‌اند!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون