صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

«عشق»
خواهرِ من
است
؛
«درد»
هم
برادرم
...

صاد گرد
سر رسید موضوعی
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

حبیب خدا

شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۱

بانو سرماخورده بود و کمی بیش از همیشه اذیت می‌شد. امشب رفتیم دکتر متخصص که اساسی معالجه کند.
آقای منشی با دفترچه تأمین اجتماعی پانزده هزار تومان گرفت و در نوبتمان گذاشت و بعد از نیم ساعت رخصت ورود داد.
پزشک محترم هم با طمأنینه معاینه فرمود و نسخه‌ای نوشت و به سلامت گفت.
جلوی درب خروج، آقای منشی پنج هزار تومان از پولمان را پس داد و گفت: «بیمارتان تخصصی نبود. دکتر فرمودند که مبلغ اضافه را برگردانم.»

  • ۹۱/۰۹/۱۸
  • :: بداهه

# آدمیت

# قصه

# قم

نظرات (۳)

طبیبٌ دوّارٌ بِطِبّه، قد أحکم مراهِمَه و أحمى مواسِمَه... متتبع بدوائه مواضع‌الغفلة و مواطنِ‌الحیره...
(آفرین که نگاهِ موجبانه هم دارید نسبت به اوضاعِ اجتماع و اخلاقیات)
پاسخ:
خوبی دیگران را دیدن و حسرت خوردن را خوب بلدم.
  • سید احسان
  • جامه ها دریدندی و نعره ها زدندی!.... و سپس زانوی غم بغل گرفتندی...
    الان این را برای دو سه نفر با صدای بلند خواندم... وقتی پولت را بهت پس داد، این واکنش را نشان دادند!
    پاسخ:
    متاسفانه من وسط خیابان زیر باران نمی توانستم این حرکت ها را انجام بدهم. خوشبختانه دوستان قضایش را بجا آوردند!
    #انصاف
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    قرآن کریم
    رساله آموزشی
    هنر شیعه
    گنجور
    واژه یاب
    ویراست لایو
    تلوبیون