صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

قَدْ بُصِّرْتُمْ
إِنْ أَبْصَرْتُمْ
وَ قَدْ هُدِیتُمْ
إِنِ اهْتَدَیْتُمْ
وَ أُسْمِعْتُمْ
إِنِ اسْتَمَعْتُم

صاد گرد
سر رسید موضوعی
نظرصاد
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «طعام» ثبت شده است

دو ساعتی از ظهر گذشته به قزوین رسیدیم و رفتیم به رستورانی که از قبل نشان کرده بودم و طبیعتاً چیزی بغیر از «قیمه‌نثار» سفارش ندادیم.
مصطفی می‌پرسد: «قیمه‌نثار چیه؟»
برای کم کردن حساسیتش نسبت به این غذای ناشناس، برایش توضیح می‌دهم که در قزوین به همان قیمه‌ای که همیشه می‌خوریم می‌گویند «قیمه‌نثار». کمی فکر می‌کند و  و خیلی جدی می‌پرسد: «بابا؛ توی قزوین به قرمه‌سبزی‌شون چی میگن؟»

# زبان

# سفر

# طعام

  • ۱ نظر
  • شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۷
  • :: پدر مقدس

آلوی قرمز زیاد
توی قابلمه
چند قدم مانده به لواشک

# طعام

  • ۰ نظر
  • يكشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵
  • :: بداهه

برای عزیز سوپ درست کردم. اما ندانسته به‌جای نخود فرنگی، یک مشت غوره ریختم داخل قابلمه.
قرار بود غذای تقویتی باشد؛ حالا شده کاهنده‌ی فشار خون!
*
گفته بود که:
«هیچ‌وقت از کارِ خودت خوشت نیاد»


# طعام

  • ۵ نظر
  • پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴
  • :: عزیز

به عنوان یک مجرد پاره‌وقت در تمام عمرم جرأت نکرده‌ام کوکوی سیب‌زمینی درست کنم. مگر امروز که مجبور شدم به عنوان «میهمان» جلوی رخ‌دادن یک فاجعه را بگیرم!
بر خلاف تصور اولیه‌ی عموم آقایان محترم، پختن کوکوی سیب زمینی اصلاً آسان‌تر از غذاهای دیگر نیست. حتی اگر دو جلد کتاب مستطاب آشپزی کنار دستتان باشد. دوستان تازه متأهل بیش‌تر تأمل کنند.

# ازدواج

# طعام

# ققنوس

# پنجشنبه‌ها

  • ۵ نظر
  • پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۳
  • :: بداهه

برخورداری از غذا، اسنک و نوشیدنی خوب و خوش طعم یک نیاز مهم و انکارناپذیر است.
ما در صنایع غذایی دینا با آگاهی از همین اصل، شعار «طعم خوش لحظه ها» را سرلوحۀ فعالیت های خود قرار داده و عزم آن داریم که در حال و آینده، به شکلی شایسته پاسخگوی این میل انسان ها باشیم.

برگرفته از سایت رسمی چیتوزیا

# سبک زندگی

# غرب

# طعام

  • ۱ نظر
  • پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۳
  • :: بداهه

صبح آفتاب نزده، سه تا حسین نشسته‌ایم دور یک میز، سوهان و چای می‌خوریم و درباره‌ی افتضاحی که البته در ارتکاب آن حسین دیگری هم دخیل بوده حرف می‌زنیم. همیشه که نباید دستورجلسه شاد و مفرح باشد. بعضی وقت‌ها هم باید با شرمندگی و خجالت درباره‌ی نقشه‌های نقش بر آب شده و طرح‌های شکست‌خورده گزارش بدهیم و توبیخ بشویم.
*
بعد از نماز ظهر، سه تا رفیق قدیمی نشسته‌ایم دور یک میز تاریخی و دیزی می‌خوریم و درباره‌ی آخرالزمان و نشانه‌های ظهور حرف می‌زنیم. در ادامه هم کارمان به ولو شدن روی مبل و چای به‌لیمو و شربت نعنا می‌کشد و الزامات کار فرهنگی رسانه‌ای و غیره.
*
بین این دو واقعه اما، زیر سایه‌ی درختان، در آن نا امام‌زاده‌ی مهجور، کار مهم‌تری دارم.

# دوست

# طعام

# ققنوس

# پنجشنبه‌ها

  • ۲ نظر
  • پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۳
  • :: بداهه

حالا هر کدام از شما دو تا دندان دارید: وسط پایین.
خوردن هر چیزی برایتان جالب و هیجان انگیز است بغیر از غذایی که مادر مخصوص شما می‌پزد. غذای مخصوص شما ادویه و چاشنی ندارد و در مقابل غذای رنگارنگ سفره‌ی ما که عطر و بوی هوس‌انگیزی دارد، متاع بی رونقی است. با این حال گاهی به بازی و خنده، گاهی به حواس‌پرتی و گاهی به زور به خوردتان می‌دهیم.
اخیراً کشف کرده‌ایم که همین غذای بی‌مزه و خاص را هم اگر خودتان با آن بازی کنید و به دهان بگذارید می‌خورید. حالا زیرانداز بزرگی در خانه پهن می‌کنیم و شما را با کاسه‌های غذایتان تنها می‌گذاریم.
خیلی از دور تماشا دارد.

# سبک زندگی

# طعام

  • ۲ نظر
  • چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۲
  • :: پدر مقدس

این تصویر را باید خیلی قبل‌ترها منتشر می‌کردم.
مربوط می‌شود به یکی از نوشته‌های قدیمی: «مادرشوهر»

# طعام

# خانواده

# سبک زندگی

  • :: عزیز

تو: سلام. یه سؤال تخصصی: این پودرهای قهوه رو نمیشه توی قهوه‌ساز ریخت؟
من: توی قهوه‌ساز نباید قهوه‌ی خام بریزی. فقط قهوه‌ی نیم پخته. قهوه‌ی خام رو توی شیرجوش درست می‌کنن (= قهوه ترک)
تو: شیرجوش چیه؟
من: یه جور قابلمه‌ی کوچولوی دسته‌دار!
تو: این قهوه‌های بسته‌بندی کوچیک صهیونیستی و غیره چی؟
من: اونا دیگه تمام پخته‌ست و نیازی به دستگاه و تشکیلات نداره (= قهوه‌ی فوری)

# سین

# طعام

  • :: پیامک

هویج (یک عدد)
نخود فرهنگی (یک مشت)
ذرت (یک مشت)
پیاز (یک عدد)
سیب زمینی (یک عدد)
مرغ (یک چهارم سینه)
ماکارونی (دو سوم یک بسته پانصد گرمی)
*
چه کسی گفته مردها اگر تنها بمانند فقط بلدند نیمرو درست کنند؟

# سبک زندگی

# طعام

  • ۲ نظر
  • سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۱
  • :: بداهه

عزیز از شربت‌های «بخر، بریز و هم‌بزن» خوشش نمی‌آید. معتقد است که اختراع «سن ایچ» خانم‌ها را تنبل کرده‌است.
خودش یک ساعت وقت می‌گذارد که چهار مشت «خاکشیر» را بشوید. هم‌زمان نیم کیلو «شکر» را در قابلمه با آب می‌پزد که «شهد» درست کند. آخر هم به شهدٍ توی قابلمه کمی «زعفران» و «گلاب» اضافه می‌کند که کامل باشد.
بعد با دقت دو تا ملاقه‌ی مناسب انتخاب می‌کند که با هر کدامشان در یک لیوان شهد و خاکشیر بریزد. ملاقه‌ها حکم پیمانه را دارند و کار توزیع مواد شربت در تعداد زیاد لیوان را آسان می‌کنند.
قبل از آمدن میهمان‌ها به تعداد پیش بینی شده در لیوان‌ها خاکشیر و شربت می‌ریزد و قاشق دسته بلند هم می‌گذارد توی لیوان که کار پذیرایی معطل نماند. کلمن آب یخ هم آماده است.
هر مهمانی که می‌آید کافی‌ست که یکی از لیوان‌ها را زیر شیر کلمن بگیری و پر از آب یخ بکنی؛ کمتر از پانزده ثانیه طول می‌کشد که شربت خاکشیر عزیز خوردنی می‌شود.

# رضوان

# طعام

# هیأت

# پنجشنبه‌ها

  • ۵ نظر
  • پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۱
  • :: عزیز

زیتون ایرانی -برخلاف اقوام اسپانیایی‌اش که توی بازار هم فراوان است- درشت نیست؛ تیره هم نیست. نسبت گوشت به هسته‌اش تقریباً نصف به نصف است.
زیتون ایرانی باید کمی تلخ باشد. زیتون‌هایی که تلخ نیست و خیلی هم به نظرتان خوشمزه می‌آید، در فرایندهای عجیب و غریبی تلخی‌زدایی شده‌اند که خاصیت زیتون را کم می‌کند.
زیتون ایرانی را اگر فله می‌خرید، سالم بخرید. هسته شکسته و بی هسته و پرورده -اگرچه شاید خیلی‌ها خوششان بیاید- سالم نیست و «اما» و «اگر» زیاد دارد. زیتون ایرانی سالم این روزها توی بازار از کیلویی سه هزار تومان هست تا پنج و نیم. گران‌تر نخرید. ارزان‌تر هم اگر پیدا کردید ما را بی‌خبر نگذارید.
زیتون ایرانی را در خانه توی سبد بریزید و بشویید. بعد به یک پارچ آب جوشیده، یک قاشق غذاخوری نمک، یک تا دو قاشق غذاخوری نعنای خشک و یک قاشق سوپ‌خوری گلپر اضافه کنید. یک قاشق غذاخوری هم آبلیموی تازه. (بنا بر سلیقه‌ی خودتان می‌توانید سبزیجات دیگری هم اضافه کنید. اما به جای آبلیمو، آبغوره نریزید.) بهتر است نیم ساعت این محلول کنار بماند تا سبزی‌ها خیس بخورند و حسابی مخلوط بشود. بعد زیتون‌ها را توی ظرفی (ترجیحاً شیشه‌ای) بریزید و محتوای پارچ را روی آن خالی کنید تا تمام سطح زیتون‌ها را بپوشاند. در ظرف را خوب ببندید و توی یخچال بگذارید.
بعضی‌ها معتقدند زیتون را نباید توی یخچال گذاشت. البته این موضوع بستگی به جنس زیتون شما دارد و تجربه نشان داده همه‌ی زیتون‌ها بیرون یخچال خوب نمی‌مانند.
با این که طبع زیتون گرم است، اما اگر با غذا زیتون می‌خورید، بهتر است کنارش ماست نخورید.

# طعام

# سبک زندگی

  • ۲ نظر
  • پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۹۰
  • :: بداهه
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون