صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

قَدْ بُصِّرْتُمْ
إِنْ أَبْصَرْتُمْ
وَ قَدْ هُدِیتُمْ
إِنِ اهْتَدَیْتُمْ
وَ أُسْمِعْتُمْ
إِنِ اسْتَمَعْتُم

صاد گرد
سر رسید موضوعی
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

۱۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ» ثبت شده است

  • ۱ نظر
  • چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۵
  • :: روایت امروز

تصاویر گرفته شده از حراج‌های تهران اولین نمونه‌های رسمی از گردهمایی‌های اختصاصی و علنی طبقه‌ای جدید از عموماً تهرانی‌ها است که در سال‌های اخیر به شکل سرسام آوری ثروت اندوخته است. اخبار حراج تهران ما را وادار می‌کنند بپرسیم چه بی عدالتی‌های اقتصادی و یا فسادی منجر به انباشت سریع سرمایه برای بخش کوچکی از جامعه به این شکل شده است؟ آن هم جامعه‌ای که سی و چند سال پیش با امید برقراری عدالت اجتماعی و اعتراض به تقسیم ناعادلانه ثروت، انقلابی بزرگ را پشت سر گذاشت.
خبر چکش خوردن یکی از “هیچ” های رومیزی پرویز تناولی به قیمت ۲۸۰ میلیون تومان چند ساعت بعد از خبر شلاق خوردن کارگران معترض به اخراج از معدن طلای آق دره منتشر شد. و در هر دوی این خبرها یک چیز روشن است: وضعیت موجود چنان تثبیت شده که دیگر ترس و خجالتی از نمایش رابطه خود با پول ندارد.
دیگر دوران خجالت از علنی کردن تسهیلات ویژه و برنامه‌های تفریحی برای ثروتمندان به سر آمده، همان‌طور که دیگر از عریان‌ترین شکل سرکوب طبقاتی، یعنی شلاق زدن کارگرانی که برای دریافت حداقل‌ها اعتراض کرده‌اند  شرمی وجود ندارد. رسانه‌ای شدن این دو در کنار هم به ما یادآوری می‌کنند که در یکی از مهم‌ترین لحظات تغییر در مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ایران هستیم. شعارهای دیواری درباره مستضعفین یک به یک پاک می‌شوند و جایشان را به «کار عار نیست» های شهرداری می‌دهند. قرار است فکر کنیم آنها که در عکس‌های حراج تهران لبخند می‌زنند خیلی کار کرده‌اند و آن کارگرانی که شلاق می‌خورند تنبل و زیاده خواه بوده‌اند. اما تلاش وضعیت موجود در توجیه خود بی نتیجه است: هر دو تصویر برای ما به یک اندازه مشمئز کننده و فراموش ناشدنی است.

+

# انقلاب

# سبک زندگی

# فرهنگ

  • ۲ نظر
  • چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۵
  • :: روایت امروز
  • :: ذکر

فاصله‌ی بین
آرمان‌های «انقلاب» اسلامی
تا
اقتضائات «جمهوری» اسلامی
فاصله‌ی بین
جشنواره‌ی فیلم عمار
تا
جشنواره‌ی فیلم فجر
است.

# انقلاب

# سینما

# فرهنگ

  • ۲ نظر
  • چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۴
  • :: بداهه

امروز که برای اولین بار از دخترک پرسیدم «چیزی می‌خواهی برایت بخرم؟» برای اولین بار در جواب گفت: «عروسک!» (حس و حال این لحظه و این خواسته خیلی قابل توصیف نیست و از شرح آن صرف نظر می‌کنم.)
به تجربه می‌دانستم که باید چیزی هم برای پسرک بخرم. در مغازه‌ای چشمم به این دو تا افتاد: کپلک و صورتی؛ ایرانی، بامزه و خلاقانه. بدون تردید خریدم و به خانه بردم.
دوقلوها خیلی سریع با بچه‌موش‌هایشان دوست شدند و انس گرفتند. نمایش بازی کردن از مفیدترین بازی‌های کودکانه است که بزرگ‌ترها را هم حسابی سرگرم می‌کند. با عروسک‌های دستکشی می‌توان سال‌ها برای بچه‌ها قصه بافت و بارها با هم بازی کرد.
*
تنها نکته‌ی منفی این اسباب‌بازی را موقع گرفتن عکس بالا فهمیدم. پشت برچسب فارسی «شهر موشها» نوشته: «MADE IN CHINA»

# فرهنگ

  • :: پدر مقدس
  • :: بیت

سخنرانی دانش آموزی امروز را دو بخش کردم. در ابتدا به معنا و جایگاه «تولی» و «تبری» در فروع دین پرداختم و در ادامه در تبیین صفت «شیطان بزرگ» برای آمریکا -که نفرت از او یکی از مصادیق «تبری» است- به ذکر یک به یک گناهان کبیره (دزدی، قتل، فحشا، قمار، شراب، کفر و غفلت) و نقش امپراتوری فرهنگی آمریکا در پیاده‌سازی و گسترش این گناهان در جهان پرداختم.

از دوستانی که برای ایده‌یابی با من همراهی کردند ممنونم.

# انقلاب

# فرهنگ

# مدرسه

# کلاس

  • ۰ نظر
  • چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۴
  • :: بداهه

در آن‌ سال‌های زد و خورد، یک بار مسلمانان داشتند می‌رفتند برای حج؛ کاملاً صلح آمیز و با حداقل سلاح. مشرکان قریش جلویشان در آمدند که نمی‌شود. حالا هر یأجوج و مأجوجی می‌آمد مکه برای حج با سلام و صلوات هم بر می‌گشت. اما جلوی کاروان یثرب را گرفتند که نمی‌شود. نشستند به مذاکره. توافق کردند که مسلمانان بی‌خیال هدف صلح آمیز خودشان بشوند و برگردند. در عوض قرار شد بعداً اگر خواستند تحت تدابیر سخت‌گیرانه و برای مدت محدود به زیارت بیایند.
در حقیقت خواسته‌ی مشرکان برآورده شد. مسلمانان نقد را دادند و نسیه را گرفتند. تازه نماینده‌ی مشرکان قبول نکرد که بالای متن توافق‌نامه نام خدای رحمان و رحیم بیاید. پس نوشتند: «بسمک اللهم» نام پیامبر را هم نگذاشت با احترام بنویسند. فقط نوشتند: «محمد پسر عبدالله» [عالم به فدای نامش]
قبل از آن‌که کار به توافق بکشد، وقتی که هنوز معلوم نبود چه بر سر آنان خواهد آمد، پیامبر همه را جمع کرد زیر درخت و پیمان گرفت که در هر آن چه پیش خواهد آمد -چه نبرد و چه غیر آن- با او باشند.
آن صلح شد حدیبیه. آن بیعت هم رضوان.
*
یک سال بعد خیبر تسلیم شد. سه سال بعد هم مکه را فتح کردند: بی‌خونریزی.
در خیالات خام و شیرین خودم می‌انگارم:
این توافق «حدیبیه» است؛ سال «دولت و ملت؛ همدلی و همزبانی» هم بیعت رضوان.
چه کسی آن روز که آن قرارداد خفت بار را می‌نوشتند باور می‌کرد؟

خدایا، چشم ما را به جمال فاتح مکه روشن کن!

پ.ن:
إذا ظهر القائم (عج) قام بین الرکن و المقام و ینادی بنداءات خمسة: الأول: ألا یا أهل العالم أنا الإمام القائم...

# انقلاب

# تاریخ

# فرهنگ

# پیامبر

  • ۱ نظر
  • يكشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴
  • :: نغز

نقل قول مشهوری از ناپلئون هست که گفته: «مردم یک کشور به جای آب و نان، طالب غرور و افتخار هستند.»
فارغ از این‌که انتساب این قول به جناب بناپارت چقدر صحت داشته باشد، بدیهی است که این جمله‌ی راهبردی در طول تاریخ بارها مورد استفاده‌ی استعمارگران قرار گرفته.
من که اساساً به ذات ورزش مدرن بدبینم. شما لااقل حواستان باشد «آب نبات چوبی» در عوض «دُر غلتان» در جیب‌تان نگذارند.

# غرب

# فرهنگ

# ورزش

  • :: بداهه

تو: آیا نتایج این نظرسنجی با توجه به اندازه نمونه می‌تواند واقعی باشد؟
من: بنده کلهم اجمعین سه واحد آمار پاس کردم در دانشگاه که اگر کنترل کیفیت آماری هم بهش اضافه کنیم میشه شش واحد. اون وقت چطور میتونم درباره واقعی بودن نتایج نظرسنجی که «مرکز آمار ایران» زیرمجموعه «سازمان مدیریت و برنامه ریزی» «ریاست جمهوری» منتشر کرده اظهار نظر کنم؟!! اما نتایج این نظرسنجی با نظرسنجی قبلی که سازمان ما انجام داده بود همخوانی داره. ذهنیت خودم هم به این نتایج نزدیکه. چرا باید واقعی نباشه؟
تو: خب خیلی خوبه که. من فکر می‌کردم اوضاع خیلی بدتر باشه. آخه اینا با مشاهدات من همخوانی نداره. ممنون
من: احتمالاً مکان قرارگیریت مشکل داره. در حال حاضر جامعه ایرانی به دو دسته‌ی کاملاً مشخص «گونه‌های در حال انقراض» و «دودمان‌های طول و دراز» تقسیم میشه. شما سعی کن کم کم از گروه اول به سمت گروه دوم نزدیک بشی.
تو: با دعای شما انشاالله

# سبک زندگی

# فرهنگ

  • ۱ نظر
  • شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۴
  • :: پیامک

باید به خاطر داشته باشیم فقط سه گزینه در برخورد با برنامه هسته ای ایران داریم:

  1. اینکه تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کنیم که فقط برنامه هسته‌ای ایران را چند سال عقب می‌اندازد و در عین حال جنگ دیگری را در خاورمیانه رقم می‌زند؛
  2. راه دیگر ترک مذاکرات و اعمال تحریم‌های بیشتر علیه ایران به امید نتیجه بهتر است، این روش همیشه سبب شده است ایران در برنامه هسته ای خود بیشتر پیشرفت کند؛
  3. راه سوم نیز توافقی محکم و قابل راستی آزمایی همانند توافقی است که در دست داریم، توافقی که بتواند به شکلی مسالمت‌آمیز جلوی دستیابی ایران را به سلاح اتمی بگیرد.

پرزیدنت مؤدب و باهوش

پ.ن:
دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسله دوستی بجنباند؛ پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند.

# سعدی

# فرهنگ

  • ۱ نظر
  • پنجشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۴
  • :: روایت امروز

بعد از دیدن این فیلم کوتاه، به سؤالات زیر پاسخ دهید:

 

۱- چرا بی بی سی با نتانیاهو مصاحبه می‌کند؟ (۲ نمره)
۲- چرا بی بی سی این سؤال تند را از نتانیاهو می‌پرسد؟ (۲ نمره)
۳- چهره‌ی مجری بی بی سی هنگام پرسیدن این سؤال چه چیزی را به مخاطب القا می‌کند؟ (۲ نمره)
۴- نتانیاهو در پاسخ به این سؤال از چه ترفندهایی در عملیات روانی استفاده می‌کند؟ (هفت مورد - ۱۴ نمره)

سؤال مثبتی- چرا بی بی سی فارسی محل مصاحبه نتانیاهو را به جای اورشلیم «بیت المقدس» می‌نامد؟ (۱ نمره)

# امتحان

# سواد رسانه‌ای

# فرهنگ

  • ۳ نظر
  • دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳
  • :: بداهه

از دیروز عصر مجموعه جدید برنامه سایه روشن از رادیو معارف پخش می‌شود. با آقای احمد قدیری دوازده جلسه درباره‌ی تکنیک‌های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر گفتگو کرده‌ایم که تقریباً شامل تمامی مباحث کتاب ایشان می‌شود.
اگر شما هم دوستی را می‌شناسید که زیادی به رسانه‌ها اعتماد دارد و چیزی از مغالطات رسانه‌ای نمی‌داند این برنامه را به او معرفی کنید.
رادیو معارف [در تهران] روی موج اف ام ردیف ۹۶ مگاهرتز. از شنبه تا پنجشنبه ساعت ۱۷:۰۰ تا ۱۷:۳۰

# اداره

# سواد رسانه‌ای

# فرهنگ

  • ۲ نظر
  • يكشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳
  • :: بداهه
  • :: کتاب

مجموعه تلویزیونی جلال‌الدین که جمعه شب‌ها از شبکه یک پخش می‌شود با کیفیت و جذاب است؛ اما...
این «اما» احتمالاً از آن «اما»هایی است که اگر بگویم به راحتی می‌توان از آن تعبیر به «توهم توطئه» کرد. همان اولین قسمت جلال‌الدین را که دیدم این «اما» به ذهنم آمد. اما صبر کردم ببینم صدا از کسی در می‌آید یا نه. خبری نشد. حالا هم که می‌گویم کاملاً متوجه تبعات حرفم هستم.
به نظرم داستان جلال‌الدین به هیچ‌وجه نباید در این زمانه رسانه‌ای می‌شد. ما در انتخاب وقایع تاریخی و داستان‌پردازی تلویزیونی از آن‌ها باید مصالح و شرایط کشورمان را در نظر بگیریم. داستان هجرت خانوادگی یکی از نخبگان از ایرانی که امنیت و آرامش برای پیشرفت در آن وجود ندارد به کشور همسایه و بالندگی جهانی آنان در سرزمینی که حتی زبانشان با ما فرق می‌کند، داستانی نیست که ترویج آن به صلاح امروز ما باشد. اضافه کنید حاکم پیر بلخ را که به علت ناتوانی زمام امور را به مباشر خبیثش سپرده‌است؛ سلطانی که تحت القائات مادرش واقعیات را واژگونه می‌بیند؛ مادری که طمع او به ثروت و قدرت، ملکی را بر باد می‌دهد؛ حکومتی که زمانه‌شناس نیست و خطر مغولان را جدی نمی‌گیرد و سخن ناصحان خودی را نمی‌شنود؛ دشمن قهار و خونریزی که پشت مرزها مترصد حمله و غارت است؛ و از سوی دیگر پیر کاملی که در میان مردم نفوذ دارد و با حکومتیان در می‌افتد و سر سازش با حکومت ظالم خودی ندارد و از شهر خود رانده می‌شود؛ و چه سعادتمند است که رانده می‌شود. چون دیری نمی‌گذرد که سستی خوارزمشاهی و قساوت مغول بلخ را هم ویرانه می‌کند.

داستان جلال‌الدین از روی [خوشبینانه] ندانم کاری و یا [بدبینانه] رندی و شیطنت، طعنه‌ای به اوضاع زمانه‌ی ماست. داستانی در ستایش فرار و نرم‌خویی و عافیت‌طلبی. هر چند که سعی شده در جلال‌الدین از بهاءولد چهره‌ای مبارز نمایش داده شود، اما می‌دانیم که مشرب صوفیانه‌ی او فرسنگ‌ها با نمود آن در تلویزیون فاصله داشته است.
عجب است سیمایی که از سربداران تا مختارنامه از اسطوره‌های تاریخی ما به تصویر کشیده شده است در جلال الدین به یک‌باره فرو می‌ریزد. حتی جلال‌الدین منکبرنی که مثلاً قرار است نماد شجاعت ملت ایران باشد، در میان مورخین چندان خوشنام نیست.
اگر نام‌های بزرگی مثل «شهرام اسدی» و «مهدی همایون‌فر» پشت این مجموعه نبود با قاطعیت می‌گفتم که ساخته شدن جلال‌الدین یک خیانت حساب‌شده و یک توطئه‌ی فرهنگی تکان دهنده است (چنان که در مورد سرزمین کهن بود). اما فعلاً دلم را خوش کرده‌ام که حتماً غفلت کرده‌اند و ان‌شاءالله که بادمجان است.

# ادبیات

# تاریخ

# رسانه

# فرهنگ

# مولوی

  • :: بداهه

در آستانه‌ی دهه‌ی فجر پیشنهاد می‌کنم این دو مکالمه‌ی تلفنی تازه افشا شده «محمدرضا پهلوی» و «علی امینی» را بشنوید و بخوانید:
+ مکالمه تلفنی چهاردهم آبان ۵۷
+ مکالمه تلفنی پنجم دی ۵۷

جزییات جالب و قابل تأملی در این گفتگوها وجود دارد که برای کارشناسان علوم سیاسی و تاریخ می‌تواند جذاب باشد. اما برای من شروع هر دو مکالمه نکته‌ای شگفت‌انگیز داشت. شاه و امینی هیچ‌کدام در هیچ‌یک از مکالمات به هم سلام نمی‌کنند. «تعظیم عرض می‌کنم» از سوی امینی و «شب بخیر» و «روز بخیر» از طرف شاه، آغاز این مکالمات است.

زبان مهم است. زبان بسیار مهم است.

# انقلاب

# تاریخ

# زبان

# فرهنگ

  • :: نغز
  • :: روایت امروز

از کتاب حکایات دلپسند منسوب به لقمان حکیم که احتمالا در ۱۳۲۰ چاپ شده است.
منبع

# ادبیات

# شیرآهو

# فرهنگ

  • ۰ نظر
  • چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۳
  • :: نغز
  • :: کتاب

تو: [...]
من: ما هم با اون بی‌شعوری که با نجاست اسراییلی مشکل نداره،‌ حرفی نداریم.

# سواد رسانه‌ای

# فرهنگ

# فلسطین

  • :: پیامک
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون