صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

«عشق»
خواهرِ من
است
؛
«درد»
هم
برادرم
...

صاد گرد
سر رسید موضوعی
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

شما: سلام آقای ص. چه خبر؟ چند دفعه‌ای که تماس گرفتم گوشی رو برنداشتی.
        حال و احوال چطوره؟ به خانواده سلام برسان. یاعلی

# دوست

  • ۰ نظر
  • دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
  • :: پیامک
  • :: یزد
تو:   سلام، الان داشتم سی‌دی‌هامو می‌دیدم. «فصل دیگر» رو دیدم. جهادیه دانشگاهه؟
من: گروه جهادی رضوان
تو:   فارغ‌التحصیلای مدرسه؟
من: مدرسه چشم دیدنشو نداره!
تو:   واسه چی؟ مگه اکثراً فارغ‌التحصیل نیستن توش؟ چهره های آشنا زیاد بود!
من: ولش کن. وقتی قصه‌ی لیلی و مجنون رو برات گفتم، داستان رضوان رو هم می‌گم!
تو:   این‌جوری بیش‌تر فضولم کردید که... واسه چی؟
من: اللهم انی اعوذ بک من علم لاینفع

# رضوان

# محمدم

  • ۲ نظر
  • يكشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۸
  • :: پیامک
بهش میگم: این ماشینه صفره؟
میگه: نه. یک سال و نیم کار کرده!
میگم: پس حتماً مالِ یه خانم دکتره که صبح ها باهاش میره مطلب و برمیگرده!
میگه: آره؛ مال خواهرمه!

# اصغرثانی

# دوست

# قصه

  • ۰ نظر
  • شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸
  • :: بداهه
من: لبخند تو را چند صباحی است ندیدم
      ای خانه‌ات آباد، بگو سیییییییییب!

تو: سیییییییییب!

# دوست

  • ۰ نظر
  • جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۸
  • :: پیامک
تو: چقدر میشه یه دوست رو ندید؟
    نمی‌دونم. ولی بعیده بشه برا یه دوست دعا نکرد.
    شب بخیر.

من: روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم...

# دوست

  • ۰ نظر
  • پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸
  • :: پیامک
قبرهای پدرانمان را می‌شماریم؛ یکی یکی
و فخر می‌فروشیم به هم.

قبرهای خودمان را فراموش کرده‌ایم.

# توحید

  • ۱ نظر
  • چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸
  • :: نغز
سیداحسان: و انزلنا الحدید فیه بأس شدید...


*
وقتی این پیامک را گرفتم اصلاً متوجه منظورش نشدم؛ تا این که امروز این را دیدم.
دمش گرم و سرش خوش باد.

# رهبر

# دوست

  • ۰ نظر
  • سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
  • :: پیامک
تو: سلام
    اصولاً در رویارویی با مشکلات چکار باید کرد؟

من: بسم الله
     بستگی دارد
     والسلام

# مدرسه

  • ۰ نظر
  • دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸
  • :: پیامک
بسم الله الرحمن الرحیم

من کان یرید الحیوه الدنیا و زینتها نوف الیهم
اعمالهم فیها و هم فیها لایبخسون /
اولئک الذین لیس لهم فی الاخره الا النار
و حبط ما صنعوا فیها و باطل ما کانوا یعملون

صدق الله
هود - 15و16

# آزمون

  • ۱ نظر
  • يكشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
  • :: ذکر
تو: ...

من: س: کی باید دست از دوشیدن گاو همسایه برداشت؟
      ج: وقتی شیرش تمام شود یا پرتمان کند بیرون!

تو: شاید شیرش فاسد شده باشه...

من: گاوه حالش خوبه، توپِ توپ!
      بفرمایید تا میتونند بدوشند!

# ستاد

  • ۰ نظر
  • شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۸
  • :: پیامک
من: شب جمعه
     مسجد گوهرشاد
     نم نم باران
     یا امام رئوف
     *
    نایب‌الزیاره‌تان

شما: در این تلاقی موجبات استجابت دعا، کویر گناه‌زده‌مان را دعا کنید...

#####

(دو هفته بعد)
شما: شب جمعه
       اربعین حسینی
       آستان رضوی
       السلام علی الصدیق الشهید
       *
      دعا گویتان

# مشهدالرضا

# دوست

  • ۰ نظر
  • جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸
  • :: پیامک
بسم الله

و من الناس من یعبدالله علی حرف
فان اصابه خیر اطمأن به
و ان اصابته فتنه انقلب علی وجهه
خسر الدنیا و الاخره
ذلک هو الخسران المبین

صدق الله
حج - 11

# آزمون

  • ۰ نظر
  • پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
  • :: ذکر
توی خیابون موتوریه زده بود به عزیز. اومده بود خونه، هی راه می‌رفت و می‌گفت:
«طفلکی جوون بود. اگه یه طوریش می‌شد چی؟»

# قصه

  • ۰ نظر
  • سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸
  • :: عزیز
شما: سلام
        بر مزار شهدای مظلوم مقاومت به یاد شما هستم.
        ضاحیه – جنوب بیروت

شما: سلام
        در کنار مرقد شهید سیدعباس موسوی (فخرالمقاومه) به یاد شما هستم.
        منطقه بقاع – نبی شیت

# دوست

# فرمانده

  • ۱ نظر
  • دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸
  • :: پیامک
  • :: یزد
من: شب جمعه
      مسجد گوهرشاد
      نم نم باران
      یا امام رئوف
      *
     نایب‌الزیاره‌تان

تو: دعا کنید این کوچک برادرتان آدم شود ...

من: دعا کردم آهو شوی...

# مشهدالرضا

# برادر

  • ۰ نظر
  • يكشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۸
  • :: پیامک
بسم الله

الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو
الا المتقین...

صدق الله
زخرف - 67

# دوست

  • :: ذکر
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون