صاد

ص والقرآن ذی الذکر
صاد

یا بکُش؛
یا دانه دِه؛
یا از قفس آزاد کن.
.
.
.

صاد گرد
سر رسید موضوعی
نظرصاد
سر رسید ماهانه

عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بود

۸۶۹ مطلب با موضوع «بداهه» ثبت شده است

بعد از خواندن این عبارت، به سؤالات پایین پاسخ دهید:«می دانید ما علاقه ای نداریم که در امور مردمی که خود حکومتشان را انتخاب می کنند دخالت کنیم، اما وقتی ببینیم که حکومت ها مردم خودشان را سرکوب و با آنها بدرفتاری می کنند، صریحاً اعتراض می کنیم
1- معنای فعل «می دانید» به کدام یک از گزینه های زیر نزدیک تر است؟
الف) نیاز به گفتن ندارد   ب) همه می دانند   ج) کاملاً بدیهی است    د) بهتون می‌فهمونیم

2- فعل مرکب «علاقه نداشتن» در این عبارت کنایه از چیست؟
الف) دوست داشتن      ب) مجبور بودن       ج) خواستن                 د) وظیفه داشتن

3- کدام یک از این روش ها نوعی «اعتراض صریح» محسوب می شود؟
الف) بمباران اتمی        ب) لشکرکشی      ج) تصویب قطعنامه        د) تخصیص بودجه برای آشوب خیابانی

4- گوینده ی این سخن کیست و در چه قرنی زندگی می کرده است؟
الف) خواجه حافظ شیرازی - قرن بیستم م.   ب) باراک عمر اوباما - قرن هفتم ه.
ج) چنگیزخان مغول - قرن بیست و یکم م.     د) بهایی برودکستینگ کامپانی - دیشب

# سواد رسانه‌ای

# فرهنگ

  • :: بداهه
  • :: نغز
شما از مقایسه ی علمی قبض برق تابستان پارسال و امسال ما چه نتیجه ای می گیرید؟

عنوان سال 88 سال 89
کارکرد کم باری 370 402
کارکرد میان باری 700 851
کارکرد اوج بار 315 425
متوسط مصرف ماهیانه 704 416
الگوی مصرف 542 1163
مصرف مازاد بر الگو 843 515
بهای واقعی برق 1070605 1297094
یارانه پرداختی توسط دولت 447687 952986
سهم پرداختی توسط مشترک 622918 344108

# سبک زندگی

  • ۲ نظر
  • سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۹
  • :: بداهه
سرم درد گرفته.
دنبال یه شغلی می گردم که به کامپیوتر نیازی نداشته باشه.

سراغ ندارین؟

# سبک زندگی

  • ۵ نظر
  • يكشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۹
  • :: بداهه
باید لحظاتی مثل همین یکی دو ساعت لابلای زندگی آدم باشد تا احساس زنده بودن بکند.
همین لحظاتی که چند تا آدم خوب دور و برت می‌نشینند و در ظاهر می‌توانی کمک‌شان کنی.

بچه‌های خوب؛ دغدغه‌های خوب؛ کارهای خوب.

پنجشنبه ظهر

# مدرسه

# دوست

  • ۲ نظر
  • پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۹
  • :: بداهه

بدین وسیله قرآن بر نیزه‌زدن «عمرِعاصِ زمان» جهت انحراف افکار عمومی جهان از مسئله‌ی رسوایی آمریکا در ماجرای فضاحت بار یازدهم سبتمبر را محکوم می‌کنیم.
لذا به مالک بگویید برنگردد. تا خیمه‌ی معاویه فقط چند ضربت شمشیر* فاصله است.


* جهان در آستانه‌ی عصر نور است و آن‌که دلش با حق است، آثار این نزدیکی را در همه‌جا باز خواهد یافت.

# فرهنگ

  • ۳ نظر
  • دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۹
  • :: بداهه

ظهر عید فطر، «مادرجون» را با ویلچر سوار ماشین می کنیم و می بریم ییلاق.
عصری «باباجون» مرا می فرستد بالای نردبان که شاتوت بچینم. یک نصفه سطل که پُر می شود، اذان می گویند.
آب شاتوت مثل خون روی دست هایم روان شده؛ از نوک انگشت تا آرنج ها. هر چه آب می زنم پاک نمی شود.
«مادرجون» سطل شاتوت را برانداز می کند. خوشش می آید. دست های رنگ گرفته ام را نشان می دهد و می گوید: «شاتوت آدم را بی آبرو می کند.» و ریز می خندد. قند توی دلم آب می کنند.
*
همه ی امیدم به این است که این بی آبرویی یک روزی برایم آبرو شود.

# خانواده

# قصه

  • ۱ نظر
  • شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۹
  • :: بداهه

شادی روح طیبه ی حاج نادر طالب زاده
(که ایشالا بعد از صد و بیست سال شهید میشه)
شادی روح طیبه ی مرحوم دکتر ناصر طالب زاده
شادی ارواح طیبه ی پدر و مادر و آبا و اجدادی که به اینا حیات بخشیدن و بزرگشون کردن؛
شادی ارواح طیبه ی معلما و اساتید و بزرگانی که اینا رو تربیت کردن؛
شادی ارواح طیبه ی رفقا و همرزمایی که با هم جهاد کردن و می کنن؛
صلوات محمدی بفرست.


برای اولین بار در زندگی ام، یک برنامه ی تلویزیونی، ساعت یک نصفه شب، همه ی اعضای محترم خانواده از سه نسل مختلف رو با اشتیاق پای تلویزیون نگه داشت و جفنگ نبود و احمقانه نبود و شعار نمی داد و حرفش حق بود.
صلوات دوم رو بلندتر بفرست.

# آدم‌ها

# رسانه

# فرهنگ

  • ۵ نظر
  • جمعه ۱۹ شهریور ۱۳۸۹
  • :: بداهه

تو: کم کم برگه هاتون رو جمع و جور کنید. وقت داره تموم میشه. اسمتون رو یادتون نره بالای برگه ها بنویسید...

# رمضان

  • ۲ نظر
  • چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
  • :: بداهه
  • :: نغز
الهی!
به تو پناه می آورم از شر همه ی روزهایی که بی خاصیت بودم.
به سوی تو فرار می کنم از سیب زمینی بودن.
از تو شرمنده ام که روزی و ساعتی و لحظه ای با «فرقه ی بی تفاوتان» خوش بودم.

دستم بگیر و مرا انقلابی بپذیر.
آمین

# فرهنگ

# توبه

  • ۱ نظر
  • پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۹
  • :: بداهه
افطاری میهمان هیئت محبین اهل بیت علیهم السلام و حاج احمد پناهیان بودیم.
چه هیئت باصفایی. چه مرد نازنینی.

# هیأت

  • ۱ نظر
  • چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹
  • :: بداهه
امروز متن بیستمین قسمت برنامه ی ترنم* رو هم تحویل دادم.
شوخی شوخی شدیم نویسنده ی رادیو!


*ترنم برنامه ای از گروه فرهنگ و ادب رادیو معارف است
که به موضوع شعر و ادب آیینی می پردازد.
زمان پخش: جمعه ها، چهار بعدازظهر

# اداره

# نوشتن

  • ۲ نظر
  • سه شنبه ۲ شهریور ۱۳۸۹
  • :: بداهه

ظاهراً بنده ی خدایی که مداح اهل بیت هم بوده، با اسمی شبیه اسم من، در یکی از استان های مرزی به دست اشرار شهید شده.
پیامکی از منبعی که معلوم نشده، دست به دست بین طیفی از رفقای گرامی چرخیده و از دیروز چند بار آدم های دور و نزدیکی تماس گرفته اند که از زنده بودن بنده اطلاع حاصل نمایند. جالب این که بعضی از این دوستان، از مرتبطین با همین صفحه ی الکترونیکی هستند و باز دلشان آرام نشده که می بینند من هر روز این جا را به روز می کنم! تماس گرفته اند و جویای احوال شده اند.
اسم این را چه بگذارم؟

# شهید

# دوست

  • ۶ نظر
  • يكشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹
  • :: بداهه

نمایشگاه قرآن امسال یه بخشی داره که گوشه ای از تاریخ زندگی انبیای الهی به نقل قرآن و بعد از اون قسمتی از تاریخ زندگی اهل بیت پیامبر علیهم السلام رو نشون میده.
یه فضای نیمه تاریک با نقاشی های بزرگ و چند لایه ی سیاه و سفید با نورپردازی مناسب و افکت های صوتی کوتاه و بجا.

حتماً حتماً حتماً وقت بذارید و این بخش رو ببینید.
به من که خیلی چسبید.

# مدرسه

  • ۱ نظر
  • جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
  • :: بداهه
نُه سال پیش، روزی مثل همین روزها، پیچ جاده علیرضا را از زمین گرفت و به آسمان داد.
اگر پیچ جاده نبود؛ یا اگر علیرضا سوار آن ماشین نبود؛
امروز شاید او هم
بیست و هشت ساله بود، مثل همه ی ما...
فوق لیسانس داشت، مثل رفقای هم‌دانشگاهی اش...
زن گرفته بود؛ مثل من و میثم و وحید...
شاید بچه هم داشت؛ مثل سیدعلی و حسن...
و از همه مهم‌تر
شاید بعد از دانشگاه، طلبه شده بود و مثل سعید یا هادی منبر می‌رفت.
و امروز
ما رفیقی و دوستی و برادری داشتیم که
مردتر از همه‌مان بود و آدم‌تر بود و سرش بیش‌تر از ما به تنش می‌ارزید.

خدا علیرضا را و محمدرضا را بیامرزد و محمدصادق را برای پدر و مادرش و برای دلِ ما حفظ کند.
آمین

# آدم‌ها

# دوست

# مدرسه

  • ۳ نظر
  • چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
  • :: بداهه

فلاسک آب جوش، کمی نان سنگک، پنیر، سبزی، خرما، لیوان و قاشق توی کیسه‌ای می‌گذاریم و قبل از مغرب می‌رویم حرم.
بعد از زیارت و نماز جماعت، توی صحن عتیق، روبروی ایوان آیینه، جلوی یکی از حجره‌های حرم می‌نشینیم و افطار می‌کنیم.
حالی دارد.

# افطار

# حرم

# خانواده

# قم

  • ۴ نظر
  • دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۹
  • :: بداهه
اخبار ورزشی می‌گوید: امروز اولین دوره بازی‌های المپیک نوجوانان در سنگاپور افتتاح شد.
*
بیچاره خبر ندارد که المپیک واقعی نوجوانان در رشته های صبر و استقامت و بندگی، سه روز است که آغاز شده.
*
رمضان مبارک!

# رمضان

# سبک زندگی

# ورزش

  • ۳ نظر
  • شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۹
  • :: بداهه
  • :: نغز
قرآن کریم
رساله آموزشی
هنر شیعه
گنجور
واژه یاب
ویراست لایو
تلوبیون